فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
جا داشت نويسنده، مأخذ اين قول را ذكر مىكرد و يا به برخى از اين بيست و چهار حكم اشاره مىكرد، در اين مقام اكتفا به نقل مبهمى كه قائل آن هم معلوم نيست، پسنديده نمىنمايد.
مورد دوم: نويسنده تحت عنوان «ظاهرة عدم النص بعد رحيل رسول اللّه» به اهميت سنت اشاره كرده و از اهمال به آن اظهار تأسف كرده است و اقدام برخى از صحابه را بر تدوين بخش اندكى از سنت، به عنوان استثنا ذكر مىكند. تا اينكه عمر بن عبدالعزيز اهميت موضوع را درك كرده و به ابى بكر بن حزم فرمان داد كه سنت پيامبر را مكتوب كند. آنگاه در سال ١٤٣ هـ دوران تدوين جدى سنّت فرا رسيد و از آن پس علماء به اين كار ادامه دادند. (٧)
ظاهراً منظور نويسنده اشاره به سير تاريخى تدوين حديث نزد اهل سنت است و از اين رو به نقش ائمه اطهار (ع) در تدوين سنت، اشارهاى نكردهاند. بر كسى كه به اسناد تاريخى و حديثى مراجعه كند، پوشيده نخواهد ماند كه ائمه اطهار (ع) اولين كسانى بودند كه سنت پيامبر(ص) را تدوين و از آن همچون سرمايهاى گرانبها محافظت كردند وبه نسلهاى بعدى سپردند.
همچنين نويسنده به تلاشهاى فراوان علماى متقدم اماميه در تدوين حديث اشاره نكردهاند. مبناى پژوهش تطبيقى اقتضا مىكرد كه در اين مقام به سير تاريخى تدوين حديث نزد شيعه نيز ولو به اختصار اشارهاى مىشد.
مورد سوم: در صفحه ٢٦ تحت عنوان «السبب الثاني لظاهرة عدم النص» آمده است:
علت دوم پديده عدم نص، اعراض مردم از ائمه اهل بيت (ع) بوده است... رسول اكرم (ص) با ارجاع مردم به اهل بيت (ع) مشكل عدم نص را حل كرد تا مسلمانان، معارف و احكام شريعت را پس از قرآن و سنت پيامبر(ص) از
(٧) همان، ص٢٢ ـ ٢١.