فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
مسأله روشنتر است، زيرا اين آيه دلالت ندارد كه سركشان، قبل از بعثت انبيا، مستحق عذاب نيستند و تعذيب آنها قبل از آن ظلم است، بلكه شايد عدم تعذيب آنها به دليل وسعت رحمت خداوند و لطف او به بندگانش است و خداوند با آنها براساس تفضل و احسان رفتار مىكند نه براساس عدل و استحقاق . چنانكه روشن است، سياق آيه، سياق امتنانى است.
بنابراين، استدلال به اين آيات براى اثبات برائت شرعى، مستلزم تسليم شدن به قاعده قبح عقاب بلابيان در مورد خداوند عزّ وجلّ نيست و اينگونه نيست كه خداوند قبل از بيان وظايف بندگان، هيچ حقى برگردن آنها ندارد و اگر آنها را قبل از بيان عذاب كند، ظلم است، بلكه معناى آيات ياد شده اين است كه خداوند قبل از بيان وظايف بندگان، آنها را عذاب نمىكند. اما اين آيات درصدد بيان اين نيستند كه عدم تعذيب، از باب سالبه به انتفاى موضوع است و خداوند حق تعذيب ندارد، يا اينكه از باب سالبه به انتفاء محمول است و خداوند حق تعذيب دارد ولى از حق خويش مىگذرد.
مورد يازدهم: مؤلف در آخر باب دوم به ذكر منابع تشريع مىپردازد و از نجمالدين طوفى نقل مىكند كه آنها را تا نوزده منبع رسانده است، سپس به نقد و بررسى آنها مىپردازد. (٢٢)
اين مطلب بايد در آغاز كتاب مىآمد و دليلى ندارد كه آن را تا صفحه آخر از باب دوم به تأخير انداخت.
مورد دوازدهم:
در صورتى عرف عنصرى شرعى محسوب مىشود كه در مجراى آن، حكمى شرعى وجود نداشته باشد. به عبارت ديگر: عرف در صورتى
(٢٢) اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه، ص ٢٩٦.