فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٧ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى - حقيقت اجاره
معاوضه است بر تمليك منفعت در مقابل عوض. مفهوم اجمالى و ارتكازى اجاره معلوم است، اما در گستره مفهوم و بيان حقيقت اجاره اختلاف نظر وجود دارد كه به تفصيل ذكر خواهد شد. (٥)
دوم: الفاظ مرتبط با اجاره
١. اعارة: عاريه بنابر قول مشهور، اباحه منفعت چيزى بدون عوض است (٦)و به اجماع فقها از عقود غير لازم ـ جايز ـ به شمار مىرود، در حالى كه اجاره، تمليك منفعت در برابر عوض و عقدى لازم است. اگر در عاريه نيز عوض قرار داده شود، به عنوان شرط اجازه مالك براى بهره بردارى از شىء عاريه داده شده است نه در قبال منفعت. حتى اگر گفته شود عاريه تمليك منفعت است، بايد گفت: ماده «عاريه»، ظاهر در تمليك مجانى منفعت ـ همانند هبه ـ است؛ از اين رو قراردادن عوض در عاريه، به عنوان شرطى در ضمن تمليكِ مجانىِ منفعت است نه در مقابل و به عنوان عوض منفعت. (٧)
٢. جعاله: عقد جعاله، ملتزم شدن به پرداخت عوض در مقابل انجام كارِ حلالِ معيّن است. عقد جعاله، لازم نيست؛ بدين معنا كه جاعل به صرف عقد جعاله، مالك عمل عامل نمىشود؛ بنابر اين ملزم به آن نيست، هرچند عامل به مجرد انجام كار، مالك جعل (مزد تعيين شده) مىشود. به همين دليل، عقد يا ايقاع بودن جعاله، بين فقها مورد اختلاف است، در حالى كه اجاره، عقدى لازم است و اجير با عقد، صاحب اجرت و مستأجر صاحب منفعتِ اجير مىشود. از اين رو گفته شده كه اجاره عقدى تنجيزى است، اما جعاله ـ اگر آن را عقد بدانيم ـ
(٥) مستند العروة (الاجارة)، ص ٩ .
(٦) شرائع الاسلام، ج ٢، ص ١٧١ ؛ جواهر الكلام، ج ٢٧، ص ١٥٧ .
(٧) جواهر الكلام، ج ٢٧، ص ١٥٩، ٢٠٠ و ٢٠٢.