فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٠ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
سرچشمه زلال ائمه اهل بيت(ع) برگيرند و غافلان خيال نكنند، قرآن و سنت در بردارنده احكام موضوعات و مقتضيات عصر جديد نيست . (٨)
سپس ايشان به كثرت احاديثى كه از ائمه (ع) روايت شده و بالغ بر پنجاه هزار حديث است، اشاره مىكند و مىگويد:
بنابراين، مواردى كه در مورد آنها نصى وجود ندارد اندك است و مىتوان حكم آنها را از نصوص موجود استنباط كرد. (٩)
اولاً: عدم بيان مراد از جمله «مواردى كه نصى در باره آنها نداريم»، چيست، سبب پيدايش اين سؤال مىشود كه اگر مشكل موارد غير منصوص به دست پيامبر اكرم(ص) حل شده، چرا اين مسأله بار ديگر، هر چند در موارد نادر، بروز كرد و اماميه آن را با اصول عمليه حل كردند؟
ثانياً: اين سخن كه: «رسول اكرم(ص) مشكل عدم نص را با امر به رجوع به اهل بيت(ع) حل كرد...» از نظر تعبير، قصور دارد؛ زيرا ممكن است اين توهم را در ذهن خواننده ايجاد كند كه وجود مشكل عدم نص، قابل قبول است و به همين جهت پيامبر(ص) براى حل و جبران آن دست به كار شده است. در حالى كه شارع مقدس اين تدابير را اتخاذ كرده تا اساساً چنين مشكلى به وجود نيايد.
مورد چهارم: مؤلف تحت عنوان «حجية احاديث اهل البيت(ع) (١٠)سه حديث براى استدلال بر حجيت احاديث اهل بيت(ع) آورده ولى متعرض ادله قرآنى در اين باب نشده است و تنها در بحث هشتم از باب اول (١١)، تحت عنوان «اجماع العترة» از آيه تطهير ياد مىكند.
(٨) همان، ص ٢٥.
(٩) همان، ص ٢٦.
(١٠) همان، ص ٢٧ به بعد.
(١١) همان، ص ٢٩٢ ـ ٢٩١.