فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
محور دوم: ملاحظات موردى
مورد اول: نويسنده، تحت عنوان «القرآن و سعة آفاق دلالته» ، براى اثبات اين حقيقت، چند دليل آورده است، از جمله :
امام هادى(ع) در باره مرد نصرانى كه با زن مسلمانى زنا كرد و براى نجات از حد، اسلام آورد، به آيه زير استدلال كرد كه اين مرد بايد زده شود تا بميرد. (٤)
فلمّا رأوا بأسنا قالوا آمنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين فلم يك ينفعهم إيمانهم لمّا رأوا بأسنا سنّة اللّه الّتى قد خلت فى عباده و خسر هنالك الكافرون؛ (٥)
در چنين مواردى بايد مثالها و ادلهاى از نوع محكمات آورد نه از نوع متشابهات ؛ زيرا در مورد مذكور، مطابق روش متعارف استدلال، تقريب استدلال به آيه بر حكم مذكور روشن نيست. بنابراين چنانچه وجه استدلال امام براى نويسنده روشن است، بايد آن را بيان كند كه در اين صورت استدلال تامّ است .
اگر وجه استدلال امام براى نويسنده روشن نيست و بازگشت آن به علوم غيبى ائمه(ع) و از باب تأويل است، در چنين مواردى معمولاً گفته مىشود علم آن به اهلش باز مىگردد، و البته اين بيان به اثبات ادعاى نويسنده كمكى نمىكند.
همچنين در ذيل همين بحث فرمودهاند:
«برخى اساتيد ما نقل كردهاند كه بعضى فقها از سوره مسد، بيست و چهار حكم شرعى استنباط كردهاند». (٦)
(٤) همان، ص١٢ ـ١١.
(٥) پس وقتى عذاب سخت ما را ديدند، گفتند: خدا را به يكتايى باور داريم و به آنچه به سبب آن مشرك شديم، كفر مىورزيم. ولى هنگامى كه عذاب سخت ما را مشاهده كردند، ديگر ايمانشان برايشان سودى نداشت؛ چرا كه از روى ناچارى ايمان آوردند. خدا اين سنت را مقرركرده و همواره در ميان بندگانش جارى بوده است كه توبه مردم بعد از آن كه عذاب را مشاهده كردند، پذيرفته نشود و در آن جا كافران زيان مىبينند: غافر، آيات ٨٤ و ٨٥.
(٦) اصول الفقه المقارن فيما لا نص فيه، ص١٢.