فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٠ - اهليت حقوقى ،شناسايى سن بلوغ و تأثير آن در تكليف(٢) آيت الله شيخ حسن جواهرى
٦- عبارات مورد استفاده كودك مميز، منشأ اثر است، بنابراين وصيت و صدقه و آزاد كردن برده به وسيله كودك مميز، صحيح است، همان گونه كه اسلام آوردن و عبادات و انعقاد عقد كودك براى ديگرى صحيح است. البته كودك در تصرفات مستقل مالى ممنوع است ولى ممنوعيت او به معناى بطلان تصرف نيست، بلكه به اين معناست كه اعمال او فضولى محسوب مىشود و امكان الحاق اجازه از طرف سرپرست يا خود كودك بعد از رسيدن به بلوغ و رشد وجود دارد.
٧. بلوغ از نظر شرعى عبارت است از رسيدن به حد ازدواج و شارع مقدس براى شناسايى بلوغ، نشانه هايى قرار داده است، نشانه بلوغ طبيعى ، روييدن مو بر شرمگاه يا روييدن ريش و سبيل است. نشانهاى كه بلوغ با آن حاصل مىشود ، خروج منى از مجراى طبيعى است.
رسيدن به سن خاص ، نشانه ديگر بلوغ است. پسر، با تمام شدن پانزده سال قمرى از كودكى خارج و به مردان مىپيوندد. دختر با تمام شدن نه سال قمرى از يتيمى و كودكى خارج و به زنان ملحق مىشود.
به اعتقاد ما، تمام شدن اين سن نشانهاى بر اين است كه قبل از آن ، فرد به بلوغ رسيده است نه اينكه با اين سن، بلوغ شخص حاصل مىشود؛ زيرا مرد و زن در اين سنين به كمال جنسى خود مىرسند و توانايى نكاح را دارند.
٨. حاملگى وحيض نيز نشانگر اين است كه شخص پيشتر به بلوغ رسيده است؛ زيرا با ظهور نشانه حاملگى و حيض ، كشف مىشود كه قابليت جنسى پيش تر در زن وجود داشته است، در غير اين صورت، حيض و حامله نمى شد.
٩. در حقوق وضعى سنين ديگرى مانند بيست و يك سالگى و هجده سالگى را به عنوان سن بلوغ و رشد قرار داده اند. تعيين اين سنين هيچ توجيهى ندارد؛ زيرا بلوغ عبارت است از رسيدن به سن نكاح و اين كمال طبيعى انسان براى ابقاى نسل است، سن نكاح بسيار زودتر از آنچه حقوق وضعى ذكر كرده است محقق مىشود. سن بلوغ ،كاشف از رسيدن به قابليت نكاح است و سن پانزده سالگى در مرد، كاشف از رسيدن به