فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - بررسى و نقد كتاب «اصول الفقه المقارن فيما لانص فيه» خالد غفورى
حكم مىكند، موجب شده تا گمان شود مولويت مولاى حقيقى نيز مانند مولويت عرفى است، لذا آن را فقط به مواردى محدود كردهاند كه بيانى از طرف مولا رسيده باشد.
ب: نصوص شرعى فراوانى در كتاب و سنت دلالت بر برائت مكلف در صورت عدم دليل بر حكم شرعى دارند. بنابراين ادله برائت شرعى، مشهور را دچار اين توهم كرده و ذهن آنها را كه آكنده از جو شرعى بود از انديشيدن به احتياط عقلى بازداشت.
٢. اتفاق عقلى بر قبح عقاب بلابيان، ناشى از حكم عقل است... و گرنه بايد بگوييم بناى عقلا به امرى تعبدى بر مىگردد كه بطلان آن آشكار است. (١٩)
اوّلاً: ضرورتى ندارد كه منشأ بناى عقلا و سيره آنها را منحصر در حكم عقل و تعبد كنيم، بلكه بناى عقلا، اغلب منشاء عملى و كاربردى دارد و آن عبارت است از تنظيم امور و آسان كردن راه رسيدن به اهداف و برطرف كردن حاجات. سبب اتفاق نظر عقلا بر قاعده قبح عقاب بلابيان در اوامر مولوى عرفى، همين امر كاربردى و عملى است ؛ زيرا اين قاعده با اغراض عقلايى آنها متناسب است و قائل شدن به احتياط در موارد عدم بيان، غالباً موجب عسر و حرج و مشقت و پيچيده شدن روابط مردم با يكديگر مىشود.
ثانياً: نمىتوان براى اثبات عقلى بودن يك حكم، به اتفاق عقلا تمسك كرد؛ زيرا اين انديشه منتهى، به نظريهاى مىشود كه هيچ يك از اصوليون ـ و از جمله نويسنده ـ به آن ملتزم نخواهند بود. طبق اين نظريه تمامى احكام عقلايى، احكام عقلى هستند و در اين صورت ، هيچ حكم عقلايى اى نخواهيم داشت ، البته بطلان اين نظريه واضح است؛ زيرا احكام عقلى به خلاف احكام عقلايى، هويت خود را
(١٩) همان، ص ٥٤.