فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦ - ولى امر و مالكيت اموال عمومى (١) آيت الله محمد مؤمن قمى
يكفهم أتمه لهم من عنده، كما صار له الفضل كذلك يلزمه النقصان، ثمّ إنّ للقائم بامور المسلمين بعد ذلك الانفال التى كانت لرسول اللّه(ص)، قال اللّه عزوجل: «يسئلونك عن الانفار قل الانفال للّه و الرسول» و انما سألوا الانفال ليأخذوها لانفسهم فاجابهم اللّه بما تقدم ذكره؛
خداوند سبحان ما را از آنچه پيرامون راهها و اسباب معيشت مردم در قرآن آمده است، به پنج وجه مطلع كرده است: وجه امارت ، وجه عمارت و آبادانى، وجه اجاره، وجه تجارت، وجه صدقات. در مورد وجه امارت آمده است: {واعلموا انما غنمتم من شىء فان للّه خمسه و للرسول ولذى القربى و اليتمى و المسكين} (٥).
خمس غنائم براى خداوند قرار داده شده است و خمس از چهار وجه استخراج مىشود... رسول خدا(ص) يا امام به گروههاى سه گانه مذكور در آيه به ميزان كفايت ايشان از خمس مىدهند ، اگر مبلغى از خمس باقى ماند براى خود اوست و اگر از ميزان احتياج آنها كمتر باشد و آنها را كفايت نكند از نزد خود باقى احتياج هاى آنها را برطرف مىكند. پس همانگونه كه باقى مانده خمس پس از رفع احتياجات آنان براى امام است، تكميل نواقص احتياجات آنان نيز بر عهده امام است.
شخصى كه سرپرستى امور مسلمين را بر عهده دارد مىتواند پس از خمس از انفالى كه براى رسول خدا(ص) است، استفاده كند. خداوند فرموده است: {يسئلونك عن الانفال قل الانفال للّه و الرسول } (٦)، مردم انفال را براى خود درخواست كردند و خداوند با آنچه گفته شد، جواب آنان را داد» (٧).
(٥) انفال، آيه ٤١ و ١.
(٦) همان.
(٧) وسائل الشيعه، باب ٢ از أبواب ما يجب فيه الخمس، ج٦، ص٣٤١، حديث١٢، و باب ١ از أبواب قسمة الخمس، ج٦، ص٣٥٩، حديث٩، وباب ٣ ، ص٣٦٤، حديث٢، و باب ١ از ابواب الانفال، ج٦، ص٣٧٠، حديث١٩.