فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥ - فقه أهل البيت عبدالرضا ایزد پناه
شيعه سد باب اجتهاد را منافى روح دين خاتم و نا همخوان با دو اصل: عدل و امامت مىدانست، چه، عدالت بدون مقررات و قوانين سعادتبخش و هماهنگ با نيازهاى روز امكان پذير نيست و امامت جز در نظاماتى كه بر پايه ولايت باشد، تجلى پيدا نمىكند. باز بودن باب اجتهاد در شيعه، بسترى بود براى حضور مكتب در همه ادوار. از بركت گشودن باب اجتهاد، صدها فقيه و عالم گرانقدر سر برآورد كه برخى از آنان مايه مباهات مسلمانان و افتخار تاريخ بشرند.
بدين سان، اجتهاد در هر دوره، تعرضى بود عليه قوانين جور و ظالمان تاريخ. چه بسيار فتوا دارانى به پاس فتواى خويش به مسلخ رفتند و با خون خويش پرچم حقانيت فقه سرخ فام اهل بيت را فرياد كردند.
فقيهى كه عدل و امامت، ساختار انديشهاش بود و استقرار قوانين و احكام اسلامى سرلوحه كارش، نمىتوانست در فضاى ظلم آلود، استشمام كند و در جامعهاى كه سكان داران آن ستم پيشگانند، بِزَيد.
پافشارى فقيهان بر اين مهم، كاروانى از شهيدان فضيلت به راه انداخت و پرچم خونين فقاهت را بر گنبد زرين و بام بلند حوزههاى علوم دينى بر افراشت. آتش جسد پاك شهيد اوّل از قرنها پيش گرما بخش محفل حوزويان در درازاى تاريخ شد. طلبهاى كه اوّلين درس فقاهت را با نام و ياد شهيد اوّل مىآغازد، از همان آغاز حقانيت فقه شيعه را با جوهر خون خويش به امضا مىنشيند و لمعات خون سرخ و شهادت مظلومانه شهيد را در سطر سطر لمعه چراغ راه خويش مىگيرد.
اين است كه ديو صفتان، هر زمان كه بر آن شدند، جوهره عدالت و امامت را از فقه بگيرند و انزوا، بى تفاوتى و فرد سالارى را فرهنگ حوزه و زيرساخت انديشه فقيهان كنند، سرخى لالههاى بستان فقاهت دست رد بر سينه آنان زد و رسوايشان كرد.
در قرن اخير، تلاشهاى زيادى براى جا انداختن تز جدايى دين از سياست انجام گرفت و سوگمندانه باور برخى انديشههاى حوزويان شد. اما حركتشكوهمندانه شاگرد مكتب