فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٩ - ذبح با دستگاههاى پيشرفته آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
ايستادهاند، نام خدا را بر آنها ببريد و زمانى كه در اثر نحر به پهلو افتادند، مىتوانيد بخوريد و بخورانيد. چنين ساختار و سياقى، به خوبى، بيان مىكند كه آيه در مقام بيان چيزى است كه حليت گوشت بدان بستگى دارد و اگر از چيزى غير از نام خدا، سخن به ميان نياورد خود دليل بر عدم شرط بودن آن است. علاوه، خصوص رو به قبله بودن، اگر معتبر مىبود آن نيز چونان نام خدا، مىتوانست رسم و شعار ديگرى براى مسلمانان در مقابل كفار باشد و شايسته بود اين آيات، كه بيانگر شعائر مسلمانانند، از آن نيز، ياد مىكردند.
شايد بتوان گفت: اينكه در ابتداى آيه مىفرمايد: {والْبدن جعلناها لكم من شعائر اللّه... } (٢٧)بيانگر آن است كه خود قربانى، از شعائر است و ياد نام خدا بر حيوان است، مربوط به حليت آن و جواز خوراندن است، نظير آيه شريفه ديگر كه نظر به حليت و حرمت گوشت دارد : {ذلك و من يُعظّم حرمات اللّه فهو خيرٌ له عند رَبّه و اُحلّت لكم الأنعام الاّ ما يتلى عليكم؛ } (٢٨)و هر كس از حرام دست بردارد، در نزد پروردگار مزدش بهتر است و چهارپايان بر شما حلالند، مگر آنهايى كه برايتان خوانده مىشود.
اشكال سوم:از آن جا كه موضوع ذبح و حليت گوشت، مستقيماً، در اين آيات، مورد توجه نبوده پس ، مقدمات حكمت كامل نيست و تمسك به اطلاق، براى نفى ديگر شرايط، به مجرد سكوت در آنها، درست نخواهد بود.
پاسخ:در تمام بودن مقدمات حكمت، اصل مطرح شدن موضوع، كفايت مىكند، خواه جداگانه، و يا ضمنى و همراه با مسائل ديگر باشد، مانند اين كه در يك خطاب، دو، يا چند حكم، مطرح شود. به بيان ديگر، جمله {فاذكروا اسم اللّه عليها صوافَّ فإذا وجبت... } (٢٩)در اين دو آيه شريفه، در مقام بيان حليت گوشت، و جملات ديگر اين دو
(٢٧) حج/ ٣٦.
(٢٨) حج/ ٣٠.
(٢٩) حج/ ٣٦.