فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٩ - ذبح با دستگاههاى پيشرفته آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
گرديد.بسيارى بى هيچ دانشى، ديگران را گمراهِ پندارهاى خود كنند. هر آينه پروردگار تو، به متجاوزان از حد، داناتر است. امر به خوردن در آيه شريفه،ارشاد به مباح، يا حلال و مذكّى بودن حيوان است؛ چرا كه امر، به خاطر رفع توهّم ممنوعيت آمده است. و مسلّماً، خوردن چنين حيوانى، واجب تكليفى نيست و آيه دوم نيز قرينه است كه اين امر ارشاد به مباح و حلال بودن حيوانى كه نام خدا بر آن ياد شده است، مىباشد.
اطلاق آيه مىرساند كه ياد نام خدا، براى حلال بودن ذبيحه، كفايت مىكند نيازى به شرايط ديگر مانند رو به قبله بودن ذبيحه، پاك بودن ذابح و... ندارد. و آيه دوم {و ما لكم ألاّ تأكُلُوا... } به قرينه {و قد فصّل لكم ما حرّم عليكم... } نوعى صراحت در تعميم دارد و گوياى اين است كه غير از آنچه در آيات ديگر، به تفصيل حرام بودنشان بيان شده: (ميته، حيوان خفه شده، حيوان پرتاب شده از بلندى، آنچه نام غير خدا بر آن برده شده و آنچه براى بتان ذبح شده) حلال است.اگر اشكال شود: آيه اطلاق ندارد، زيرا تنها در مقام بيان شرط بودن ياد نام خداست، نه بيش از آن. مقصود آيه اين است: آنچه نام خدا بر آن برده نشده، حرام است و بر همين معنى در دو آيه بعد نيز، تأكيد مىورزد و مىفرمايد: {و لاتأكُلوا ممّا لميذكر اسم اللّه عليه و إنّه لفسق... } (١٥)از ذبحى كه نام خدا بر آن ياد نشده است مخوريد. بنابراين، نمىتوان از آيه، نفى ديگر شرايط را استفاده كرد. به همين جهت، از ديگر شرايط معتبر در آيه نامى به ميان نيامده است و حتّى از اصل ذبح در آيه نامى نيست. با اين كه بىترديد، حيوانى كه بدون ذبح، روحش خارج گرديده باشد، مانند حيوانى كه از بلندى پرتاب شده (مُتَردّيه) يا قابل ذبح نباشد، مانند: خوك، حرام است، هرچند نام خدا بر آنها برده شده باشد. پس، آيه اطلاق ندارد، تا براى نفى شرط رو به قبله بودن، بدان تمسك شود.
(١٥) انعام/١٢١.