در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٤ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
شب و روزى بر من نمىگذرد مگر آنكه مراقبم كه اگر حقى در مالم پيدا شود فوراً آن را به موردش برسانم.
سخنان حضرت به پايان رسيد و سفيان نتوانست جواب منطق امام را بدهد و سرافكنده و شكستخورده از نزد امام(عليه السلام) بازگشت. او سپس به ميان ياران و هممسلكان خود رفت و قضيه را تعريف كرد. به دنبال اين مسأله، آنان تصميم گرفتند كه دستهجمعى بيايند و با امام صادق(عليه السلام) بحث و مناظره كنند. در پى اين تصميم، به اتفاق نزد حضرت آمدند و گفتند: رفيق ما نتوانست دلايلش را خوب ذكر كند؛ اكنون ما آمدهايم تا با دلايل روشن خود تو را محكوم سازيم.
امام صادق(عليه السلام) فرمود: دليلهاى شما چيست؟ بيان كنيد.
آنان گفتند: دليلهاى ما از قرآن است.
حضرت فرمود: چه دليلى بهتر از قرآن؟ بيان كنيد، من آماده شنيدنم.
گفتند: ما دو آيه از قرآن را دليل بر مدعاى خودمان و درستى مسلكى كه اتخاذ كردهايم، مىآوريم و همين ما را كافى است. يكى از آن آيات، اين آيه شريفه است كه خداوند در آن در ستايش گروهى از صحابه مىفرمايد:
وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدّارَ وَالإِْيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون؛[١] و [اين غنايم جنگى براى] كسانى است كه قبل از مهاجران در اين سرزمين (مدينه) جاى گرفته و ايمان آورده اند؛ هر كس را كه به سوى آنان كوچ كرده دوست دارند و در دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمى كنند، و آن ها را بر خود مقدّم مى دارند هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند. و كسانى از خسّت نفس خود مصون مانند، پس هم ايشانند كه رستگارانند.
[١] حشر (٥٩)، ٩.