در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠ - تمايلات عرفانى؛ خودشكوفا يا ناخودشكوفا
نيازى را در خود احساس مىكند؛ ولى به خوبى نمىداند به چهچيز و چهكس. اين همان فطرت خداجويى است. گرچه انسان فطرتاً خداشناس و خداطلب است؛ ولى به اين خواست و ميل آگاهى كاملى ندارد. اين ميل گاهى خود را نشان مىدهد؛ ولى پس از اندكى حجاب و پردهاى بر رخساره زيباى آن مىافتد و انسان دوباره از آن غافل مىشود. همه ما گاهى رايحه و نسيمى لطيف و آرامبخش را احساس مىكنيم كه از اعماق وجودمان مىوزد؛ ولى غالباً موانع مختلف مادى و دنيوى راه آن را سد مىكنند و آلودگىهاى متعدد دنيوى انسان را از استنشاق اين هواى پاك و روحبخش محروم مىسازند.
اگر بخواهيم اين ميل خفته و گرايش نهفته در ما بيدار شود و جان بگيرد و بهطور كامل خود را نشان دهد، بايد خود آستين بالا بزنيم، كوشش و جنبشى به خرج دهيم. پس از بروز و ظهور نيز بايد پيوسته آن را در حيطه توجه و وجهه همت خود قرار دهيم تا در هجوم و ازدحام گرايشهاى گوناگون مادى و دنيايى گم نشود و طوفان غرايز مختلف حيوانى و شهوانى آن را خاموش نسازد.
دلايل و شواهدى در دست داريم كه از ميان خيل انبوه آدميان، در برخى، اين ميل از دوران طفوليت به صورت قوى و شديد وجود داشته و آنان به سرعت آن را به مرحله آگاهى رسانده، محبوب خود را شناخته و براى واصل شدن به او دست به تلاش آگاهانه زدهاند. البته چنين افرادى استثنايىاند و ما از آنان به «انبيا» و «اوليا»ى الهى تعبير مىكنيم. شايد در اين زمان نيز چنين كسانى وجود داشته باشند. برخى از آنان حتى در هنگام تولد نيز دركهايى دارند كه براى ما ناشناخته است و حتى گاهى در شكم مادر نيز درك داشتهاند[١] و حتى سخن مىگفتهاند!
با مشاهده نمونههايى نظير اين مورد در ساير عرصهها، مىتوان امكان چنين امرى را
[١] علم امروز ثابت كرده كه نوزاد انسان در مرحله جنينى نيز دركهايى دارد و به برخى عوامل محيطى نظير صداهاى گوناگون واكنش نشان مىدهد. در هر حال، منظور از ادراكات دوران جنينى براى انبيا و اوليا، امورى فراتر از ادراكاتى است كه در اين مرحله براى نوع انسانها وجود دارد.