در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٤ - از « قطب» تا « شريعت و طريقت»
در هر صورت چنين اعتقادى بهطور قطع و يقين مردود و باطل است و هيچ گاه از معارف شيعه چنين چيزى به دست نمىآيد. اگر منظور از قطب تنها كاملترين انسان در هر زمان است، آن شخص كسى غير از امام معصوم(عليه السلام) و در زمان حاضر حضرت ولىّ عصر(عليه السلام)ـ شخص ديگرى نيست. ما چنين اعتقادى نداريم كه غير از امام معصوم(عليه السلام) بهطور حتم فرد شاخص ديگرى به نام «قطب» كه او نيز انسان كامل است، بايد وجود داشته باشد. اصل اين مسأله هيچ دليل و برهانى ندارد، تا چه رسد به اينكه همچون برخى فِرَق متصوفه بگوييم اين افراد يك سلسلهاى هستند و به صورت موروثى يكى پس از ديگرى به مقام قطبيت نائل مىشوند. چنين چيزى نزد شيعه اماميه ثابت نيست و اعتقاد به آن هيچ لزومى ندارد و بلكه دليل بر خلاف آن قائم است. از نظر ما، در عصر غيبت، گذشته از وجود مقدس امام زمان(عليه السلام) اصالتاً هيچ كس به مقام عصمت و مقامى كه ائمه اطهار(عليهم السلام) نائل گشتهاند، نخواهد رسيد[١] و هر كس هر مقدار هم كه تكامل پيدا كند و به هر مقام و مرتبهاى هم كه برسد سرانجام مهمان امام(عليه السلام) خواهد بود و هرچه دريافت كند از مجراى فيض امام معصوم(عليه السلام) است.[٢] از اين رو به اعتقاد ما غير از امام معصوم(عليه السلام) هيچ فرد شاخص ديگرى كه حتماً بايد او را شناخت و به او سر سپرد وجود ندارد.
[١] اميرالمؤمنين(عليه السلام) در نهجالبلاغه تصريح مىكند كه هيچ كس از اين امت را نمىتوان به اهلبيت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، يعنى ائمه معصومين(عليهم السلام) قياس نمود: هُمْ [آلِ مُحَمَّد صلّى الله عليه و آله] مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَيْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُكْمِهِ وَ كُهُوفُ كُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِينِهِ بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ... لَا يُقَاسُ بآلِ مُحَمَّد(صلى الله عليه وآله)مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ. (نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيضالاسلام، خطبه ٢) [٢] يكى از دوستان (جناب حجتالاسلام دكتر مرتضى آقا طهرانى) نقل مىكرد كه يكى از بزرگان مىفرمود: آيتالله حسينقلى همدانى را در خواب ديدم، پرسيدم آيا استاد ما سيد على آقا قاضى انسان كامل است؟ ايشان فرمود: آن انسان كامل كه تو در نظر دارى نيست. اين مسأله را به خود مرحوم قاضى عرض كردم. ايشان در جلسه درس رؤياى مرا نقل كردند و سپس فرمودند: من لنگه كفش انسانهاى كامل هم نمىشوم!