در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - انواع تمايلات انسان
در واقع تحولاتى كه در روح آدمى پديد مىآيد و خواستهها و نيازهاى جديدى كه براى انسان پيدا مىشود، هماهنگ با تحولات فيزيولوژيكى است. در جريان اين تحولات، در برخى اندامها، غدد، هورمونها و دستگاههاى بدن تغييراتى رخ مىدهد. اما آنچه در اين ميان مهم است، توجه به اين نكته مىباشد كه در هر صورت، تغييرات فيزيولوژيكى و جسمانى، در پيدايش اين خواستها و نيازها تنها نقش مقدّمى دارند و احساس و درك هر خواست و نيازى، امرى روحى و مربوط به روح است. بدن و اندامهاى انسان چيزى را «درك» نمىكنند؛ و چرا كه در واقع «ادراك» متعلق به «روح» انسان است.
گفتنى است از آنجا كه هر يك از تحولات روحى، در مرحله و مقطعى خاص از حيات و تكامل انسان رخ مىدهد، آدمى پيش از رسيدن به آن مقطع، هيچ دركى از آن احساس و نياز ندارد. مثلاً انسانى كه هنوز در سنين كودكى است، هيچ دركى از نياز جنسى ندارد و فهم آن براى او غير ممكن است و با هيچ توضيحى نمىتوان چگونگى و حقيقت اين احساس را براى او تشريح كرد. براى كودك هر قدر از نياز جنسى در افراد بالغ و چگونگى ارضاى آن توضيح دهيم، او چيزى از حقيقت اين ماجرا نخواهد فهميد.
كودك نمىتواند تصور كند كه لذتى به نام لذت جنسى وجود دارد كه سنخ آن به كلى با خوردن و آشاميدن متفاوت و لذت حاصل از آن غير قابل مقايسه با لذت حاصل از خوردن و آشاميدن است. طفلى كه هنوز دركى از مسايل جنسى ندارد، به هيچ وسيلهاى نمىتوان اين احساس و لذت را براى او توضيح داد. او غير از خوردن، آشاميدن و بازى كردن لذتى ديگر نمىشناسد و نهايت چيزى كه در تشريح لذت جنسى مىتوان به او گفت اين است كه: «به شيرينى عسل است»؛ در حالى كه روشن است شيرينى عسل و شيرينى لذت جنسى از دو مقوله كاملاً متفاوتند و به هيچوجه قابل مقايسه نيستند.