در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - ٢ همه جانبه بودن
برخى از اين استعدادها كار كند و آنها را به فعليت برساند و ساير استعدادها را به حال خود رها كند، سير و حركت او سير و حركت كامل انسانى نخواهد بود.
تأكيد مىكنيم كه ويژگى انسان، «جامعيت» او نسبت به همه اين استعدادها است. ويژگى انسان كامل اين است كه مىتواند مظهر همه اسما و صفات الهى شود، وگرنه خداى متعال مخلوقات متعدد و مختلفى دارد كه تنها مظهر برخى از اسما و صفات الهى هستند. اين تنها انسان است كه مىتواند مظهر همه اسما شود و اين امر خاص انسان است. از اين رو ويژگى حركت انسانى هم اين است كه حركتى در تمام ابعاد وجودى باشد و مجموعه استعدادهاى خدادادىِ او به فعليت برسد نه تنها يك يا چند استعداد خاص.
پس اگر حركت انسان تك بعدى شد، چنين حركتى حركت در مسير درست انسانى نيست. ويژگى حركت انسانى، همه جانبه بودن و در همه ابعاد بودن است؛ چرا كه مقصد نهايى خلقت او «مَظهريت همه اسما» است. بنابراين اگر تنها در جهتى خاص حركت كند و ساير استعدادهاى خود را به فعليت نرساند، و يا حتى بالاتر، عمداً آنها را از بين ببرد، طبعاً به آن مقامى كه جامع جميع اسماى الهى است نخواهد رسيد.
با اين حساب اگر يك مسلك عرفانى دعوت مىكند كه تمام نيروهاى خود را در يك جهت متمركز كنيد و ساير جهات را كنار بگذاريد، چنين مسلكى انحرافى خواهد بود؛ چرا كه مدعايش «عرفان» و رساندن انسان به مقام مظهريت جميع اسما است؛ ولى دعوت و رفتارش نشانگر توجه به يك بعد است.
اگر بخواهيم براى تقريب به ذهن و وضوح بيشتر مطلب، مثالى بياوريم، حركت تكاملى انسان در بعد معنوى نظير حركت تكاملى او در بعد مادى و جسمانى است. انسان موزون، معتدل، زيبا و خوشاندام، انسانى است كه بين همه اندامهاى بدن او تناسب وجود دارد. اگر برخى اندامهاى انسان رشدى ناموزون داشته باشد ـ مثلا دست او خيلى بزرگ شود، يا پايش بلندتر از حد متناسب شود، يا سر او نسبت به بدنش بيش از اندازه بزرگ باشد ـ اندامى بىقواره و ناموزون پيدا مىكند و هيكلش زشت و خندهآور