در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - عرفان در اسلام
به نظر ما رأى اخير پسنديدهتر است. البته بايد يادآور شد كه اصالت داشتن عرفان اسلامى، به معناى صحت هر آنچه در عالم اسلام به نام «عرفان» و «تصوف» ناميده مىشود، نيست؛ چنان كه هر گونه عقيده يا رفتارى را كه در ميان گروهى از منسوبان به اسلام يافت شود، نمىتوان عقيده يا رفتارى اسلامى به شمار آورد، وگرنه بايد اسلام را مجموعهاى از عقايد و ارزشهاى متضاد و متناقض شمرد يا اينكه وجود اسلامهايى متضاد و متعارض پذيرفت!
به هر حال، ما در عين اعتراف به وجود عرفان اصيل اسلامى ـ عرفانى كه مرتبه عالى آن را پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و جانشينان راستين آن حضرت(عليهم السلام) داشتند ـ وجود عناصر بيگانه را در ميان عرفا و متصوفان مسلمان انكار نمىكنيم و بسيارى از آراى نظرى، شيوههاى عملى و رفتارى طوايفى از متصوفان را قابل مناقشه مىدانيم.
كسى كه به آيات كريمه قرآن، سخنان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و اهلبيت طاهرينش(عليهم السلام) را با دقت توجه كند، بىشك مطالبى بسيار بلند و ژرف در قلمرو عرفان نظرى، و نيز آداب و دستورالعملهاى فراوانى در ارتباط با سير و سلوك عرفانى خواهد يافت. براى نمونه، مىتوان به آيات مربوط به توحيد ذات و صفات و افعال در سوره توحيد، ابتداى سوره حديد و آخر سوره حشر اشاره كرد و همچنين مىتوان از آياتى كه بر حضور ذات اقدس الهى در سراسر عالم هستى و بر احاطه او نسبت به تمام موجودات و تسبيح و سجده تكوينى همه مخلوقات براى خداى متعال دلالت دارد، نام برد.[١]
[١] در سوره حديد مىفرمايد: سَبَّحَ للهِِ ما فِي السَّماواتِ وَالأَْرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ * لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ * هُوَ الأَْوَّلُ وَالآْخِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْء عَلِيمٌ (حديد، ١ ـ ٣)؛ آنچه در آسمانها و زمين است، خدا را به پاكى مىستايند، و او ارجمند حكيم است. فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ او است: زنده مىكند و مىميراند، و او بر هر چيزى توانا است. او اول، آخر، ظاهر و باطن، و به هر چيزى دانا است.
همچنين در همين سوره مىفرمايد: وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَاللهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (حديد، ٤)؛ و هر كجا باشيد او با شما است، و خدا به هر چه مىكنيد بينا است.
و در آيه ديگر مىفرمايد: هُوَ اللهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللهِ عَمّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأَْسْماءُ الْحُسْنى يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَْرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (حشر، ٢٢ ـ ٢٤)؛ او است خدايى كه جز او معبودى نيست، داننده غيب و آشكار است، او است رحمتگر مهربان. او است خدايى كه جز او معبودى نيست؛ همان فرمانرواى پاك سلامت بخش و [مؤمن] به حقيقت حقه خود كه[ نگهبان، عزيز، جبار] و[ متكبر ] است. منزه است خدا از آنچه با او شريك مىگردانند. او است خداى خالق نوساز صورتگر كه[ بهترين نامها [و صفات] از آنِ او است. آنچه در آسمانها و زمين است جمله[ تسبيح او مىگويند و او عزيز حكيم است.
در كريمه ديگر مىخوانيم: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَْرْضِ وَالطَّيْرُ صَافّات كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ (نور، ٤١)؛ آيا نديدهاى تمام آنچه در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مىگويند، و پرندگان ]نيز[ در حالى كه در آسمان پر گشودهاند ]تسبيح او مىگويند[؟ همه ستايش و نيايش خود را مىدانند، و خدا به آنچه مىكنند دانا است.
همچنين در سوره اسراء مىخوانيم: تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَالأَْرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْء إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ (اسراء،٤٤)؛ آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كس كه در آنها است او را تسبيح مىگويند، و هيچچيز نيست مگر اينكه در حال ستايش، تسبيح او مىگويد، ولى شما تسبيح آنها را در نمىيابيد.
و در سوره رعد مىفرمايد: وَللهِِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَْرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالآْصالِ (رعد، ١٥)؛ و هر كه در آسمانها است ـ از روى اطاعت يا اكراه ـ و همچنين سايههايشان، بامدادان و شامگاهان براى خدا سجده مىكنند.
نيز در سوره نحل مىخوانيم: أَوَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللهُ مِنْ شَيْء يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الَْيمِينِ وَالشَّمائِلِ سُجَّداً للهِِ وَهُمْ داخِرُونَ * وَللهِِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَْرْضِ مِنْ دابَّة وَالْمَلائِكَةُ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (نحل، ٤٨ ـ ٤٩)؛ آيا به چيزهايى كه خدا آفريده است، ننگريستهاند كه ]چگونه [سايههايشان از راست به چپ مىگردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاك مىسايند؟ و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين از جنبندگان و فرشتگان است، براى خدا سجده مىكنند و تكبر نمىورزند.
و در سوره فصلت مىخوانيم: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآْفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْء شَهِيدٌ * أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَة مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْء مُحِيطٌ (فصلت، ٥٣، ٥٤)؛ به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانهاشان به ايشان نشان خواهيم داد تا برايشان روشن گردد كه او حق است. آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است؟ آرى، آنان در لقاى پروردگارشان ترديد دارند. آگاه باش كه به يقين او به هر چيزى احاطه دارد.
در سوره نساء نيز چنين آمده است: وَكانَ اللهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً (نساء، ١٠٨)؛ و خدا بدانچه انجام مىدهند همواره احاطه دارد.
نيز در همين سوره مىخوانيم: وَكانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْء مُحِيطاً (نساء،١٢٦)؛ و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد.
در سوره بقره نيز مىفرمايد: فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ (بقره، ١١٥)؛ پس به هر سو رو كنيد، آنجا روى به خدا است.
و در سوره حج مىفرمايد: أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الأَْرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ (حج، ١٨)؛ آيا نديدهاى كه خدا است كه هر كس در آسمانها و هر كس در زمين است، خورشيد، ماه، [تمام] ستارگان، كوهها، درختان و جنبندگان براى او سجده مىكنند؟