در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤ - « عرفان» چيست؟
شناختهايى كه از راه برهان و استدلالهاى فلسفى و كلامى در مورد خداوند براى ما حاصل مىشود، جملگى اوصافى است از موجودى كه وجودش از ما غايب است.[١]شناخت ما نسبت به يك شىء گاهى قبل از يافتن و ديدن خود آن شىء و تنها از طريق توصيف و تعريف است، و گاهى خود آن شىء را مىبينيم و از نزديك با آن آشنا مىشويم. اين مسأله در مورد شناخت خداوند نيز وجود دارد. شناخت غالب انسانها نسبت به خداوند از سنخ اول و از طريق توصيف و تعريف است. در اين نوع شناخت، ما خدا را نمىيابيم، بلكه تنها اوصافى از او مىشنويم. در روايات اين نوع معرفت به «معرفت غايب» تعبير شده است. اما خداى متعال بندگانى دارد كه شناخت بالاترى در مورد خداى متعال برايشان حاصل مىشود؛ شناختى كه در آن، صورت ذهنى، مفهوم، فكر و انديشه، واسطه و حجاب نيست.
معرفتهايى كه به واسطه مفاهيم و صورتهاى ذهنى براى ما حاصل مىشود، در واقع شناختهايى از پشت حجاب و حايل است. البته حجاب، رقيق و غليظ دارد؛ ولى حتى رقيقترين حجابها نيز حجاب است. شما هنگامى كه از پشت شيشه به گلهاى باغچه نگاه مىكنيد، مستقيماً گلها را نمىبينيد؛ بلكه ابتدا شيشه را و سپس گلها را مىبينيد. اما گاهى شيشه آنقدر پاك و تميز است كه متوجه نمىشويد كه از پس شيشه به گل نگاه مىكنيد. گاهى هم حجاب ضخيم و غليظ است؛ مثل وقتى كه گلهاى همان باغچه را از پشت پردهاى به نسبت ضخيم تماشا كنيد.
معرفت خداى متعال نيز همينگونه است. ما بهطور معمول خدا را از طريق مفاهيم، اوصاف و بحثهاى عقلى و استدلالى مىشناسيم. اين همان شناختهاى غير مستقيم و از وراى شيشه و حجاب است. تمامى براهين فلسفى و كلامى، حتى دقيقترين و فنىترين
[١] در كتاب شريف «تحفالعقول» بيانى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه همين مضمون را در بر دارد: مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُعْبَدُ المَعْنى بِالصِّفَةِ لا بِالاِْدْراكِ فَقَدْ أَحالَ عَلى غائِب ... إِنَّ مَعْرِفَةَ عَيْنِ الشّاهِدِ قَبلَ صِفَتِهِ وَ مَعْرِفَةُ صِفَةِ الغائِبِ قَبْلَ عَيْنِهِ. (تحتالعقول، ص ٢٦١)