در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٠ - توحيد افعالى، صفاتى و ذاتى در عرفان
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ قُلِ اللهُ؛[١] بگو: «كيست كه شما را از آسمان ها و زمين روزى مى دهد؟» بگو: خدا.
همچنين در جاى ديگر مىفرمايد:
هَلْ مِنْ خالِق غَيْرُ اللهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَالأَْرْضِ؛[٢] آيا غير از خدا آفريدگارى هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد؟
اينكه همه امور، از حركت ابرها و نزول باران و رويش گياهان گرفته تا رزق و روزى انسان و ساير موجودات و زنده كردن و ميراندن آنها به خداى متعال استناد دارد و با اراده او انجام مىشود امرى است كه با برهانْ قابل اثبات است و عقل آن را مىتواند بفهمد و بپذيرد؛ ولى مشكل در باور قلبى و شهود و يافت وجدانى و حضورى اين مسأله است. اعمال و رفتار ما نشان مىدهد كه ما اگر هم براى خدا فاعليت و تأثير قايل باشيم در عرض ساير اسباب و عوامل است و گويا معتقديم آنها نيز در كنار خداوند و به طور مستقل، منشأ اثر و عامل بروز حوادث و مسايل عالم هستند! ما اگر گرفتارى و مشكل مالى داشته باشيم و در همين اثنا دوستى از راه برسد و پولى در اختيار ما قرار دهد و مشكلمان را حل كند، در اينجا آنچه از دل ما مىگذرد اين است كه آن دوست كار ما را راه انداخته و مشكلمان را حل كرده است. اگر هم مقدارى متشرع و اهل آداب باشيم، مىگوييم خدا به وسيله او كار ما را درست كرد. گفتن اين مطلب به زبان، كه «خدا مشكل را حل كرد»، يك امر است؛ ولى اينكه در حقيقت باور داشته باشيم «خدا اين كار را كرد» مطلبى ديگر است.
ما وقتى بيمار مىشويم و به پزشك مراجعه مىكنيم و بهبودى مىيابيم، در دلمان اين است كه دارو يا پزشك موجب بهبودى ما شد و خوب شدنمان را به آنها نسبت مىدهيم. البته گرچه اين نسبت نيز صحيح است، و به همين دليل نيز ما بايد از پزشك و
[١] سبأ (٣٤)، ٢٤. [٢] فاطر (٣٥)، ٣.