در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٢ - تبيين شاخصه هاى عرفان صحيح بر مبناى تحليلى عقلى
ظهور يافته باشد. به عبارت ديگر، همه آن چيزهايى كه در وجود انسان به وديعت نهاده شده فعلى از افعال خداوند است و منشأ آن اسم و صفتى از اسما و صفات الهى است. از اين رو نهايتِ كمال انسانى اين است كه كسى بتواند همه آن اسما و صفات الهى را كه منشأ وجود او گرديده است واجد گردد و وجودش آينه و مظهر تمامى آن اسما و صفات شود. اگر انسانى از برخى از آن اسما و صفات بىبهره باشد و نتواند آنها را در وجود خود متجلى نمايد اين در واقع نشانه ضعف و نقصان وجود او است، نه آنكه دالّ بر قوّت و كمال نفس او باشد.
بنابراين اولين ويژگى يك عرفان صحيح و حقيقى، «همه جانبه بودن» آن است و اگر يك برنامه و مكتب عرفانى برخى از استعدادها و قواى انسانى را ناديده بگيرد و آنها را به كلى كنار بزند و پرداختن به آنها را لغو و بىفايده و يا حتى مضر و مانع تكامل نفس انسانى قلمداد كند، نشانه انحراف آن برنامه و مكتب عرفانى و گواه ضعف و نقص منشأ و آبشخور آن است.
از همين جا شاخصه و ويژگى دوم عرفان صحيح اسلامى نيز روشن مىشود و آن، «عدم مخالفت با فطرت» و به عبارت ديگر «مطابقت با فطرت» است. بر اساس همان مقدمات و تحليلى كه در بيان ويژگى اول عرفان صحيح اسلامى ذكر كرديم، خداى متعال و حكيم علاوه بر اينكه قوا و استعدادها و امكاناتى را در وجود انسان تعبيه كرده است، ميل بهكار گرفتن و استفاده از آنها را نيز در ما قرار داده است. به عبارت ديگر، تمام تمايلاتى كه در وجود انسان قرار داده شده است به نحوى با كمال او و رساندنش به هدفى كه از خلقت او مد نظر بوده ارتباط دارد. خداوند اين اميال را در انسان قرار داده تا او را به انجام كارهايى كه به كمال او منتهى مىشوند تحريك كنند. بنابراين وجود اين اميال كه به صورت فطرى در نهاد بشر قرار داده شده، مىتواند راهنماى مناسبى در جهتيابى به سوى كمال واقعى انسان باشد.
اگر اصل وجود يك ميل (صرف نظر از حد و حدود و چند و چون آن) هيچ