در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٤ - سير و سلوك و مسأله نياز به استاد
مراحل اوليه سير و سلوك وضعيت چندان حساس نيست و انسان خود مىتواند به تنهايى به طى طريق بپردازد و اگر احياناً اشتباهى هم مرتكب شود به راحتى و به سرعت قابل تدارك است.
علاوه بر همه اينها اساساً مراحل و گامهاى اوليه عرفان و سير و سلوك چندان خفايى ندارد و امورى روشن و مشخص است. هر كس اندك مطالعه و تحقيقى در باب مسايل مربوط به عرفان و سير و سلوك داشته باشد، مىداند كه گام اول در اين راه انجام واجبات و ترك محرمات، و به عبارت ديگر، ترك گناه است. مرحله بعد، پرداختن به امور مستحب و ترك مكروهات است كه به تدريج بايد سعى كند آنچه از مستحبات را كه مىتواند بهجا بياورد و هر قدر برايش ممكن است از ارتكاب امور مكروه اجتناب ورزد.
اصولا از همين رو كه مراحل اوليه سير و سلوك چندان پيچ و خمى ندارد، در ميان عرفا و فِرَق مختلف متصوفه اختلافى در مورد آنها مشاهده نمىشود. براى مثال، اينكه يكى از رموز اساسى موفقيت در سير و سلوك، ذكر و توجه قلبى است و انسان بايد سعى كند هرچه مىتواند توجه قلبىاش به خداوند را فزونى بخشد، امرى است كه هيچ شخص يا گروهى از عرفا و متصوفه مناقشهاى در آن نكرده است.
در هر صورت، اگر كسى اين مراحل را پشت سر گذاشت و نياز به راهنمايى و دستگيرى پيدا كرد، از لطف خداوند بعيد است كه براى مراحل بعدى او را به كسى كه نياز دارد دلالت نكند. اما اگر كسى هنوز همين مراحل ابتدايى و روشن را پشت سر نگذارده، براى چه به دنبال استادى در حد اعلى مىگردد؟ از چنين كسى بايد سؤال كرد كه آيا به همان چه كه مىدانسته عمل كرده است كه اكنون به دنبال دستورات و معارفى تازه است؟ به راستى مگر ما همين مسايلى را كه مىدانيم چه مقدار عمل كردهايم كه طالب حرفها و مطالب نو هستيم؟
بسيارى از افراد آرزو مىكنند كه خدمت حضرت ولىّ عصر(عليه السلام)برسند و از ايشان