در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٦ - ذكر لفظى و ذكر قلبى
در زمانى بود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در سفر بود. هنگامى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از سفر بازگشت، طبق معمول ابتدا به خانه فاطمه(عليها السلام) رفت. آن حضرت با مشاهده آن دستبندها و پرده، زياد در خانه حضرت زهرا(عليها السلام)توقف نكردند و فوراً به مسجد رفتند. فاطمه(عليها السلام) دريافت كه پدرش از ديدن آن دستبندها و پرده آزردهخاطر گرديد. از اين رو فوراً امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) را صدا كرد و دستبندها و پرده را به آنها داد تا به نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله)ببرند. حضرت تا نگاهش به دستبندها و پرده افتاد بسيار شادمان گشت و فرزندان دلبندش را روى زانو نشاند و آنها را بوسيد. سپس دستور داد تا دستبندها را قطعه قطعه كنند و بين اهل صفّه تقسيم كنند. پرده را نيز به يكى از اهل صفّه بخشيد كه لباسى براى پوشاندن خود نداشت.[١]
ملاحظه مىكنيم كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اهلبيت(عليهم السلام) چگونه سعى مىكردند خود را از هر گونه تعلق خاطر مادى و دنيوى دور نگاه دارند. البته ساحت آن بزرگواران از اينگونه تعلقات و دلبستگىها به دور است و اين روايت و نظاير آن در واقع درسى است براى ما پيروان و دوستداران آن بزرگواران كه با تجملات و زخارف مادى و دنيوى چگونه برخورد كنيم.
٢. نكته دوم اين است كه در استفاده از لذايذ مادى زيادهروى نكنيم تا موجب انس و توجه نفس به لذتهاى حيوانى نشود. بايد بكوشيم كه تمامى اعضا و جوارح، و به خصوص شكم خود را در كنترل داشته باشيم؛ چرا كه اگر انسان برنامه منظمى در كميت و كيفيت بهرهبردارى از لذايذ حيوانى و خوردنىها و آشاميدنىها نداشته باشد، نمىتواند بر نفس و اراده خود كنترل لازم را اعمال نمايد. براى مثال، اگر انسان در مورد استفاده از خوردنىها خوددار نباشد، اين بىارادگى در امر خوردن مىتواند به عنوان عادت و شيوهاى مذموم به ساير كارها و برنامههاى او سرايت كند و نهايتاً منجر به اين
[١] ر.ك: بحارالانوار، ج ٤٣، ص ٨٣، باب ٤، روايت ٦.