در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٥ - ذكر لفظى و ذكر قلبى
مىگردند. بدين لحاظ لازم است كه انسان از آغاز سعى كند انس و وابستگى به دنيا و لذتهاى آن پيدا نكند و از تجملات بپرهيزد و ساده زيست باشد و تعلق خاطرى به امكانات پيرامون خويش پيدا نكند، كه اگر خسارتى به آنها وارد آمد نگران و افسرده شود. در پيش گرفتن و ادامه چنين رويّهاى باعث مىشود انسان رفتهرفته به مقام «زهد» و بىاعتنايى به دنيا كه از خصايص ممتاز اولياى خدا استـ دست يابد و به پاس آن، شايسته نيل به نعمتهاى پايدار و جاودان الهى گردد؛ چنان كه در طليعه دعاى ندبه مىخوانيم:
اللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما جَرى بِهِ قَضائُكَ في اَوْلِيائِكَ الَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدينِكَ اِذِا اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزيلَ ما عِنْدَكَ مِنَ النَّعيمِ الْمُقيمِ الَّذي لا زَوالَ لَهُ وَلاَ اضْمِحْلالَ بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ في دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ؛[١] خداوندا، تو را بر آنچه بر دوستانت مقدّر ساختى سپاس مىگويم؛ كسانى كه براى خود و ترويج دينت برگزيدى. آنگاه از نعمتهاى باقى و زوالناپذيرى كه نزدت هست براى آنان اختيار كردى؛ پس از آنكه زهد و بىاعتنايى به مقامات و لذتها و زر و زيور دنياى دون را بر آنان شرط كردى و آنان نيز اين شرط را پذيرفتند.
در اين باره روايتى از امام باقر(عليه السلام) نقل شده كه بسيار قابل توجه است. بر اساس اين روايت، هرگاه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)قصد سفر داشتند، آخرين كسى كه با او وداع مىكردند حضرت فاطمه(عليها السلام) بود و هنگام بازگشت نيز فاطمه(عليها السلام) اولين كسى بود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به ديدار او مىشتافتند. در يكى از جنگها غنيمتى به اميرالمؤمنين(عليه السلام) رسيد و آن حضرت آن را در اختيار حضرت فاطمه(عليها السلام) قرار داد. حضرت زهرا(عليها السلام) آن غنيمت را فروخت و با پولش دو دستبند نقرهاى و نيز پردهاى تهيه كرد و آن را بر سر در خانه آويخت. اين
[١] مفاتيحالجنان، دعاى ندبه.