در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩ - مقدمه نگارنده
و رهنمودهاى بزرگان و اساتيد قابل اعتمادى كه سوابق و مطالعات و تجربياتى در اين مهم دارند و با آموزهها و مؤلفههاى اسلام راستين آشنايند، مىتواند بسيار مفيد و راهگشا باشد. بدين منظور حقير بر آن شدم تا مجموعهاى را در اين زمينه از مطالبى كه استاد فرزانه و اسلامشناس آگاه و برجسته، حضرت آيتالله مصباح يزدى[١] دامظلهالعالىـ
[١] براى آشنايى بيشتر با شخصيت حضرت آيتالله مصباح دام ظلهـ مناسب است به ديدگاههاى برخى از بزرگان در مورد ايشان توجه كنيم:
١ـ آيتالله العظمى بهجت(دام ظله):
حجتالاسلام و المسلمين دكتر آقاتهرانى نقل مىكند:
«قبل از پيروزى انقلاب، عدهاى از بازاريان قم خدمت آيتالله بهجت آمده و از ايشان درخواست كرده بودند كه خودشان يا يك نفر از روحانيون مورد تأييدشان، درس اخلاقى برقرار كنند. آيتالله بهجت فرموده بودند كه آقاى مصباح يزدى مورد تأييد من است. برويد از ايشان بخواهيد و من هم از ايشان مىخواهم كه درس اخلاق را بيان كنند. اين درس اخلاق تا مدتها در منزل مرحوم اسلامى برگزار مىشد». (زندگىنامه آيتالله مصباح يزدى، ص ٣١).
٢ـ علامه طباطبايى(رحمه الله):
«مصباح در ميان شاگردان من، مانند انجير در ميان ساير ميوههاست؛ چرا كه فكر او هيچ چيز زايد و دور ريختنى ندارد.» (همان، ص ٢٨٣، به نقل از حجتالاسلام والمسلمين شيخ علىاصغر مرواريد).
٣ـ آيتالله بهاءالدينى(رحمه الله):
حجت الاسلام والمسلمين حسينزاده مىگويد:
حضرت آيتالله بهاءالدينى منزلت خاصى براى استاد مصباح قايل بودند،... يك روز آيتالله بهاءالدينى مشغول صحبت بودند كه در اثناى جلسه حضرت استاد تشريف آوردند و طبق ادب اخلاقى خودشان همان ابتداى مجلس نشستند؛ ولى حضرت آيتالله بهاءالدينى به احترام ايشان صحبتشان را قطع كردند و از جا برخاسته و ايشان را در كنار خودشان نشاندند و جمله عجيبى درباره ايشان فرمودند كه مضمونش اين بود: من در سيماى تو قرآن را مىبينم.
من خيلى خدمت آيتالله بهاءالدينى رسيدهام؛ ولى هيچگاه نديدم ايشان درباره احدى چنين جملهاى را بهكار ببرند.
٤ـ مقام معظم رهبرى(آيتالله العظمى خامنهاى):
«بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مىشناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحبنظر در مسايل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم. اگر خداوند متعال به نسل كنونى ما اين توفيق را نداد كه از شخصيتهايى مانند علامه طباطبايى و شهيد مطهرى استفاده كند؛ ولى به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيمالقدر، خلأ آن عزيزان را در زمان ما پر مىكند.» (روزنامه جوان: ١٤ شهريور ٧٨، ص ١ و ٢).
ايشان همچنين در ٥ تير ١٣٨٠ در ديدار جمعى از نونهالان و نوجوانان حافظ قرآن كريم فرمودند:
«من خواهش مىكنم ايشان [حجتالاسلام طباطبايى] و مجموعه دستاندركار به اين نكته توجه كنند كه پابهپاى پيشرفت معلومات قرآنى و دينىِ[حافظان و قاريان خردسال] آگاهىهاى استدلالى و
عمق بخشيدن استدلالى به اعتقادات اينها را هم حتماً در برنامه قرار بدهيد... به نظر من، يكى از چيزهايى كه مىتواند خيلى كمك كند به اين قضيه، اين است كه از كتابهاى شهيد مطهرى، از معارفى كه امروز بزرگانى از قبيل آقاى مصباح و ديگران كه واقعاً مبانى فكرى اسلام دست اينها است؛ از اينها استفاده كنند؛ حتى مىشود اينها را ساده كرد، شما مىتوانيد اين كار را بكنيد.» (هفتهنامه پرتوسخن: ١٣ تير ٨٠).
٥ـ آيتالله مشكينى(دام عزه):
«[آيتالله مصباح] از آن وجودات پربركت است. آقايان! حوزهها بايد دهها سال سهم امام مصرف كنند، هزاران نفر در اينجا تحصيل كنند، ميلياردها پول از كيسه امام خرج شود... تا در هر عصرى يك چند نفرى مثل آيتالله مصباح باشد و اينطور افراد در جامعه پيدا بشود. اگر ده نفر عالم بزرگ در حوزه پيدا كنيد يقيناً يكى از آنها آيتالله مصباح است. ما به عظمت او معتقديم... او يكى از خزانههاى وجودى ما است.» (حميد رسايى، تحصن چرا و چگونه، انتشارات فيضيه، قم، چاپ سوم، دى ١٣٧٩، ص ١٤٤).
آيتالله مصباح خود در مورد اساتيد اخلاقشان مىگويند:
«از بزرگانى كه من به عنوان اساتيد اخلاق مىتوانم نام ببرم، اين سه بزرگوار بودند: آقاى طباطبايى، آقاى بهجت ادام الله ظله الشريفـ و مرحوم آقاى انصارى همدانى...». (متن پياده شده از نوار مصاحبه با آيتالله مصباح يزدى).