در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - پيشينه عرفان در جوامع انسانى
مىكند كه انسان آن را تكليف شرعى خود و عين فضيلت و معنويت و تقرب الى الله احساس مىكند!
از اين رو نبايد فراموش كرد كه تلاشهاى شيطان نيز در اين امر نقشى بهسزا داشته است. او كه خود براى هميشه از سعادت و هدايت محروم شده است، تمام تلاشش بر اين است كه همه انسانها را به راهى كه خود رفته است، بكشاند. آنچه شيطان از آن هراس دارد و تمام همّش اين است كه انسان را از آن بازدارد كمالات معنوى است، وگرنه پيشرفتهاى مادى و بهرهمندى انسانها از رفاه دنيوى چيزى نيست كه شيطان را نگران كند. او در پى آن است كه انسان را از راه خدا و رسيدن به صراط مستقيم بازدارد:
لأََقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيم؛[١] براى [فريفتن] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست.
آرى، شيطان مىخواهد از همان چيزى كه خود از آن محروم گرديده است، انسان را نيز محروم كند. از اين رو پيوسته تلاشش بر اين بوده است كه به هر وسيله ممكن، انسان را از پاى گذاردن در مسير معنويت و قرب الهى يا به كلى منصرف كند يا دستكم او را از نيل به مقامات و كمالات عالىتر در اين راه بازدارد. بررسى اين مطلب كه شيطان در طول تاريخ به چه وسايل و راههايى متشبّث شده تا انسان را از مسير صحيح و نيل به كمالات معنوى منصرف يا منحرف كند، بحثى است پردامنه و استقصاى همه اين ابزارها و راهها نيز كار آسانى نيست. همين قدر بايد دانست كه دست شيطان آن قدر قوى است كه در طول تاريخ، در مورد برخى افراد كارى كرده است كه به جاى بندگى سر از خدايى درآوردهاند! چيزى كه نور چشم شيطان است و ضلالتى بالاتر از آن ممكن نيست. همچنين يكى از كارهاى مهم شيطان در اين مسير اين است كه ابتدا كسانى را اغوا و گمراه مىكند و سپس با الگو قرار دادن آنان براى ديگران، عده زيادى را از طريق آنان به انحراف مىكشاند.
[١] اعراف (٧)، ١٦.