در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠ - تحليلى از عوامل انحراف در باب عرفان
به اندازهاى است كه چيزى كم از جنون ندارد! از اين رو مبارزه با اين ميل و غريزه ذاتى، از مبارزه با دو غريزه قبلى (شهوت و غضب) مشكلتر است.
اما به هر حال كسانى موفق مىشوند از اين دام نيز رهايى يابند و به مال و ثروت دنيا پشت پا بزنند و خود را از اسارت آن در آورند، ولى كمتر كسى است كه بتواند خود را از بند حب جاه و مقام آزاد كند. دلبستگى به شهرت و محبوبيت و مقام، علاقهاى است كه در اعماق دل و جان آدمى ريشه دارد و قطع آن از مشكلترين كارها در مسير تزكيه نفس و خودسازى است. همان گونه كه اشاره كرديم، در ميان ارباب سير و سلوك و علماى اخلاق مشهور است كه مىگويند: آخِرُ ما يَخْرُجُ مِنْ قُلوبِ الصِّدِّيقينَ حُبُّ الْجاه. مقام «صدّيقين» يكى از عالىترين مراتب كمال انسانى و تعالى معنوى است. «صدّيق» كه از ريشه «صدق» است، كسى است كه ادعاى عبوديت و بندگى را عملا به اثبات رسانده و به راستى درصدد است بنده شايسته خداوند باشد. قرآن كريم در موارد متعددى براى تكريم و تعظيم برخى انبيا و اولياى بزرگ الهى، از آنان با وصف «صدّيق» ياد مىكند؛ براى نمونه، در وصف پيامبر بزرگ الهى، حضرت ابراهيم(عليه السلام) مىفرمايد:
وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا؛[١] و در اين كتاب، ابراهيم را ياد كن، زيرا او صدّيقى [واجد صداقت در حدّ عالى] و پيامبر بود.
در هر صورت، با اينكه مقام «صدّيقين» چنين مقام منيع و والايى است؛ ولى گفته شده، آخرين چيزى كه از دلهاى صدّيقين بيرون مىرود و آنان موفق مىشوند ريشهاش را در قلب خود بخشكانند حب جاه و مقام است!
از اين رو نبايد تصور كرد اين انگيزه، محرك افراد دون همتى است كه همّشان تنها پركردن شكم و ارضاى شهوت است؛ بلكه چنين كسانى بسيار دورند از اينكه تحت تأثير علاقه به شهرت و رياست، دست به كارى بزنند. كسانى كه از ساير دامها، نظير شهوت و غضب و ثروت آزاد شدهاند، تازه در دام حب جاه و مقام و شهرت مىافتند.
[١] مريم (١٩)، ٤١.