در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٢ - از « قطب» تا « شريعت و طريقت»
حقيقت اين است كه اينگونه امور از القائات و دسائس شيطان است و در بطلان و خرافه بودن آنها نبايد ترديد كرد. اسلام هيچ گاه دو برنامه، يكى به نام «شريعت» و يكى به نام «طريقت» نداشته است. اسلام مجموعاً «يك» برنامه و روش زندگى بيشتر نيست و مقصود از آن نيز تعالى انسانها و رساندن آنها به عالىترين مراتب كمال و قرب الهى است. بىشك اگر كسى مو به مو به همان چه كه در همين كتاب و سنّتى كه در دسترس همگان است عمل كند به بالاترين مدارج معرفت الله و قرب و كمال انسانى دست خواهد يافت.[١] اسلام همان گونه كه عالىترين ارج را براى «معرفت الله» قايل شده، در راهنمايى بشر براى رسيدن به اين معرفت نيز هيچ بخل و كوتاهى و مضايقهاى نورزيده است و هر آنچه را كه براى رسيدن به اين منظور لازم بوده در اختيار بشر قرار داده و در اين راه هرچه را كه مهمتر بوده است بيشتر بر آن تأكيد ورزيده است. در مباحث فصل قبل به تفصيل در اين باره سخن گفتيم.
دستورات اسلام و راهى كه براى تكامل انسان در نظر گرفته طورى است كه منحصر به هيچ شخص خاصى نيست و براى همگان قابل فهم و استفاده است. البته يكى از
[١] عارف واصل، مرحوم آيتالله شيخ محمدجواد انصارى همدانى در اين باره مىفرمايد: هرچه هست در شرع مقدس است. تمام مراحل عرفان و سير و سلوك تا مرحله نهايى كه فناء فى الله است به زبان ائمه معصومين(عليهم السلام) در اخبار و احاديث آمده و در كلام الله هست. (سوخته، ص ٧٨)
عارف كامل، مرحوم آخوند ملاحسينقلى همدانى نيز در اين زمينه مىفرمايد: مخفى نماناد بر برادران دينى كه به جز التزام به شرع شريف، در تمام حركات و سكنات و تكلمات و لحظات و غيرها راهى به قرب حضرت ملكالملوك جل جلالهـ نيست؛ و به خرافات ذوقيه، اگرچه ذوق در غير اين مقام خوب است، كما هو دأب الجهال و الصوفية خذلهم الله، جل جلاله همانگونه كه شيوه نادانان و متصوفه كه خداوند خوارشان گرداندـ مىباشد[ راه رفتن لا يوجب الا بعدا ]= جز دورى از خداوند ثمرى ندارد[. حتى شخص هرگاه ملتزم بر نزدن شارب ]= سبيل[ و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ايمان به عصمت ائمه اطهار(عليهم السلام) آورده باشد، بايد بفهمد كه از حضرت احديت دور خواهد شد؛ و هكذا در كيفيت ذكر به غير ما ورد عن السادة المعصومين(عليهم السلام) ]= به غير از آنچه از سروران معصوم رسيده است[، حمل نمايد. بناءً على هذا ]= بنابراين[ بايد مقدّم بدارد شرع شريف را و اهتمام نمايد به هرچه در شرع شريف اهتمام به آن شده. (تذكرة المتقين، ص ١٧٧)