در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٣ - سير و سلوك و مسأله نياز به استاد
علاوه بر اين، اصولا انحرافهايى كه در مراحل اوليه و مدارج پايين عرفان و سير و سلوك ممكن است حاصل شود چندان جدّى و اساسى نيست تا براى اجتناب از آنها انسان بهطور حتم مقيد باشد خود را تحت سرپرستى و تربيت مربى و استاد قرار دهد. نياز به استاد نوعاً مربوط به مدارج عالى سير و سلوك است كه اگر كسى در آنها دچار لغزش گردد و سقوط كند حتى ممكن است كارش به كفر نيز كشيده شود.
در مراحل و مراتبى از عرفان، اگر كسى مرتكب خطا شود و لغزشى از او سر بزند، چنان برايش كوبنده خواهد بود كه همه آنچه به دست آورده باطل مىشود و از بين مىرود. در اين مراحل چون احتمال بروز چنين انحرافات خطرناكى وجود دارد، از اين رو نياز به دستگيرى و راهنمايى استادى مجرّب و قابل اعتماد يك نياز مهم و اساسى است. سقوط و لغزش در اين مراحل، مانند سقوط از قله كوه است. اگر كسى از قله كوهى سقوط كند تمام بدن و مغزش متلاشى خواهد شد و چيزى از او باقى نخواهد ماند. برخلاف كسى كه تنها دو، سه مترى بالا رفته است. چنين كسى اگر هم بلغزد حداكثر پايش خراشى برخواهد داشت و مسأله تمام مىشود و دوباره مىتواند برخيزد و به راه ادامه دهد. به همين ترتيب هر چه از دامنه كوه بيشتر فاصله بگيرد و بالاتر رود، آسيبهاى ناشى از سقوط جدىتر و خطرناكتر خواهد بود. در سير و سلوك نيز مسأله به همين صورت است.
هرچه انسان در مراحل و مقامات اين راه بيشتر پيش رفته باشد، به همان نسبت وضعش حساستر است و حركتها و رفتارهايش بايد حساب شدهتر و مطمئنتر انجام پذيرد و ممكن است بهطور حتم نياز به راهنمايى استاد و مربى داشته باشد. اما در گامها و