در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٤ - عارفان حقيقى
بسيارى از كسانى كه ما آنان را به نام فقيه، فيلسوف و محدّث مىشناسيم، صاحب كرامات الهى و مقامات عالى عرفانى و معرفت شهودى بودهاند؛ ولى چون اهل تظاهر و هياهو و اسم و رسم نبودهاند در بين مردم به نام عارف مشهور نشدهاند، در عين حال كه قلل رفيع معرفت عرفانى را درنورديده و پشت سر گذاشته بودند. اتفاقاً اعتماد و اطمينان نسبت به اين قبيل افراد بيش از مدعيان عرفان و كسانى است كه عارف بودنشان بر سر هر كوى و برزن فرياد زده مىشود. البته نويسندگانى برخى از اين بزرگان را به سبب كراماتى كه از آنان نقل شده در زمره عرفا شمرده و ذكر كردهاند؛ ولى به هر حال آنان در زمان خود چنين اسم و رسمى نداشتهاند. كسانى همچون مقدس اردبيلى يا شيخ انصارى چه بسا مقامات عرفانى و قربشان به خداى متعال بيش از كسانى باشد كه به عرفان و تصوف و كشف و كرامت مشهور هستند.
با معيارهاى معمولى ممكن است برخى افراد را شخصيتهايى بسيار بالا و برجسته در عرفان و مقامات معنوى ارزيابى كنيم، در حالى كه نزد خداوند چنين برجستگى و مقامى نداشته باشند. همانگونه كه چه بسا كسانى نزد خداى متعال از بالاترين ارج و قرب برخوردار باشند، در حالى كه ما به ظاهر هيچ امر برجسته و كشف و كرامتى از آنها مشاهده نكردهايم.
از اين رو ظهور كشف و كرامات و امثال آنها دليل برترى يك نفر بر فرد ديگرى كه كشف و كرامتى از او ديده نشده، نيست. ممكن است كسانى قدرت بر انجام امور خارقالعاده داشته باشند اما هيچ اظهار نكنند. اتفاقاً اين خود، كمالى است كه انسان بتواند كارهاى خارق العادهاى انجام دهد اما هيچ انجام ندهد تا ديگران او را نشناسند و شائبه ريا و تظاهر و خودنمايى در عبوديتش نسبت به خداى متعال پيدا نشود. بر اين اساس نمىتوان كسانى را كه كرامتى از آنها ظاهر نشده، پايينتر از ديگرانند بدانيم؛ چرا كه چه بسا داشتهاند ولى به دلايلى ظاهر نكردهاند.