در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - رجوع به آموزه ها و دستورات عرفانى مسلك ها و مكاتب ديگر
فريب دادن افراد هستند. سادهلوحى و كجانديشى است اگر كسى تصور كند با تمرينات جوكىها ممكن است به حقايقى در عرفان و سير الى الله دست يابد كه با عمل به دستورات اسلام به آنها نمىرسد. اگر چنين توهمى باشد پاسخش اين است كه راه خدا را خداوند خود بايد به ما بياموزد؛ و خداوند با ارسال پيامبران و كتابهاى آسمانى به اين مهم اقدام فرموده است. در حالى كه كتابى محكم و مطمئن همچون قرآن كريم در اختيار ما است، جاى آن نيست كه براى پيمودن راه تكامل به راهها و ابزارهايى متوسل شويم كه از جانب شيطان است و قطعاً با مشورت و القائات اين دشمن قسم خورده انسان تدارك ديده شده و مىشود.
البته ممكن است گاهى در تعاليم و روشهاى اين عرفانها عناصر حقى نيز يافت شود؛ ولى پيش از اين نيز اشاره كرديم كه در اين قبيل مسايل ما معمولا باطل صِرف نداريم يا بسيار كم داريم. اتفاقاً روش شيطان براى ايجاد انحرافهاى فكرى اين است كه حق و باطل را با يكديگر مىآميزد و از اين طريق امر را بر آدميان مشتبه مىگرداند. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در اين باره مىفرمايد:
فَلَوْ اَنَّ الباطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتادينَ وَ لَوْ اَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْباطِلِ لاَنْقَطَعَتْ عَنْهُ اَلْسُنُ الْمُعانِدينَ وَ لكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هذا ضِغْثٌ وَ مِنْ هذا ضِغْثٌ فَيُمْزَجانِ فَهُنالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطانُ عَلى اَوْلِيائِهِ؛[١] اگر باطل از اختلاط با حق جدا مى شد، حق بر كسانى كه به دنبال آن بودند پوشيده نمى گرديد، و اگر حق از امتزاج با باطل جدا مى شد زبان دشمنان از آن قطع مى گرديد؛ وليكن چون قسمتى از حق و قسمتى از باطل گرفته شده و با هم مخلوط مى گردد، پس در اين جا است كه شيطان بر دوستان خود تسلط پيدا مى كند.
از اينرو ممكن است در بين عناصر مختلف اين مذاهب و مسلكهاى باطل چند
[١] نهجالبلاغه، خطبه ٥٠.