در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٣ - رجوع به آموزه ها و دستورات عرفانى مسلك ها و مكاتب ديگر
عنصر حق نيز وجود داشته باشد؛ ولى اين امر دليل حقانيت آن طريقه و مذهب نخواهد بود. مهم اين است كه اين عناصر حق به آنها اختصاص ندارد و بهتر و كاملتر از آنها را در اسلام و تعاليم آن مىتوان يافت. چرا ما دست نياز به سوى مكتب و مسلكى دراز كنيم كه از ميان صد عنصر تشكيل دهنده آن، ٩٩ عنصرش باطل است؟ در حالى كه ما نسخهاى به مراتب كاملتر و برتر در دست داريم، چه نيازى است كه از ديگران ياد بگيريم؟
اما اينكه چگونه است كه در اين مذاهب و مسالك غير الهى و باطل، كم و بيش عناصر حق و صحيحى به چشم مىخورد، مربوط به نكتهاى است كه پيش از اين نيز به آن اشاره داشتهايم. آن نكته اين است كه مسايل معنوى و عرفانى معمولا ريشه در اديان و تعاليم آسمانى و الهى دارد، منتها در طول زمان به علت تحريفهايى كه در اين اديان و تعاليم واقع شده، به صورتى كه امروزه مىبينيم درآمده است. بنابراين عناصر باطل اين مذاهب، احتمالا همان قسمتهاى تحريف شده اديان آسمانىاند و عناصر حق نيز بخشهايى از آن تعاليم هستند كه همچنان دست نخورده و به دور از تحريف باقى ماندهاند.
اصولا تحريف يك دين و آيين بدين معنا نيست كه تمامى آن باطل است. براى مثال، گرچه ما معتقديم مسيحيت و يهوديت نسخ شده و انجيل و تورات موجود، تحريف شده و باطلاند؛ ولى در همين تورات و انجيل تحريف شده مسايلى وجود دارد كه عيناً در قرآن كريم نيز آمده است. از باب نمونه، خداوند در قرآن مىفرمايد، از جمله احكامى كه در تورات بر بنىاسرائيل نازل كرديم حكم قصاص بود:
وَكَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَْنْفَ بِالاَْنْفِ وَالأُْذُنَ بِالاُْذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفّارَةٌ لَه؛[١] و بر آنان [= بنى اسرائيل]
[١] مائده (٥)، ٤٥.