در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - تبيين شاخصه هاى عرفان صحيح بر مبناى تحليلى عقلى
ارتباطى به تحقق كمال انسانى نداشته باشد و يا حتى كاملا و صددرصد در جهت خلاف و منافى آن باشد، چنين چيزى مستلزم لغويت يا نقض غرض است كه هر دو از ساحت خداوند حكيم به دور است. بنابراين نمىتوان پذيرفت كه چيزى مقتضاى فطرت باشد و فطرت انسانى خواستار آن باشد؛ ولى با كمال انسان بيگانه و يا متناقض و متضاد باشد. از اين رو يك برنامه و مكتب عرفانى صحيح و بر حق نمىتواند مشتمل بر تعاليم و دستوراتى باشد كه با فطرت مخالف است و فطرت انسانى آنها را برنمىتابد. اگر چنين باشد نشانه انحراف و نقص و كاستى آن برنامه و مكتب است.
در اين ترديدى نيست كه اصل وجود همه ميلهايى كه خداى متعال در نهاد انسان قرار داده متناسب با هدف نهايى خلقت او در نظر گرفته شده و بىارتباط يا مضاد با آن نيست. ميلها و غرايز مختلف انسان، چه مادى و چه معنوى، همگى بر اساس حكمتها و مصالحى در وجود او قرار داده شده است. از اين رو اين تفكر كه ميلها و غرايز مادى و حيوانى انسان مانع كمال او است و بايد در محو آنها از صفحه وجود خويش تلاش كرد، به هيچ روى نگرش صحيحى نيست. براى مثال، ميل و غريزه جنسى چيزى است كه به صورت فطرى و طبيعى در انسان وجود دارد و طبق بيانى كه اشاره كرديم، اين ميل حتماً با كمال نهايى انسان ارتباطى دارد كه خداى متعال آن را در نهاد بشر قرار داده است. از اين رو به مبارزه برخاستن با اين غريزه و تلاش در حذف و تعطيل آن قطعاً يك انحراف است و اگر يك مكتب عرفانى چنين توصيهاى به پيروان خود داشته باشد در بطلان آن ترديد نبايد كرد. يكى از روشنترين حكمتها و مصالحى كه در مورد اين غريزه مىتوان بدان اشاره كرد مسأله تداوم و حفظ نسل بشر است. البته غير از آن حكمتهاى ديگرى نيز مىتوان براى غريزه جنسى برشمرد، و در نهايت نيز ممكن است حكمتها و مصالح ديگرى هم در مورد اين غريزه وجود داشته باشد كه به ذهن ما نرسد.
اصولا اگر ميلها و غرايز مادى با كمال و سعادت انسان منافات مىداشت، در