در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - تحليلى از عوامل انحراف در باب عرفان
و مقام» مسأله فرق مىكند. غلبه بر اين غريزه و تحت تسلط درآوردن آن به اندازهاى مشكل است كه در بين علماى اخلاق و سير و سلوك چنين مشهور است كه: آخِرُ ما يَخْرُجُ مِنْ قلوبِ الصِّدّيقين حُبُّ الْجاه؛ يعنى آخرين چيزى كه از قلوب صديقين بيرون مىرود حب جاه و مقام است.
در نوع افراد معمولا اينگونه است كه كنترل شهوات حيوانى نظير خور و خواب و غريزه جنسى، آسانتر از كنترل قوه خشم و غضب است. كم نيستند كسانى كه در كنترل قواى شهوانى خود موفقند اما در تسلط بر خشم و غضب خود توفيق چندانى ندارند و به هنگام غضب، كارهايى بسيار ناروا انجام مىدهند و سخنان و كلماتى به غايت زشت بر زبان مىرانند.
اما دشوارتر از اين دو، تحت كنترل درآوردن ميل و علاقه به ثروت و مالاندوزى است. انسان ممكن است با انجام برخى تمرينها و مداومت بر بعضى اعمال موفق شود نيروى خشم و غضب خود را مهار نمايد و به جايى برسد كه به هنگام غضب عنان اختيار از كف ندهد. همچنين با بالارفتن سن و به خصوص در اواخر پيرى و سالخوردگى، تمايلات شهوانى به طور طبيعى در انسان كمرنگ مىشود. اما علاقه به مال و ثروت به عكس است و به هنگام پيرى نهتنها تضعيف نمىشود، بلكه همان گونه كه در روايات آمده است بيشتر هم مىشود:
يَهْرَمُ ابْنُ آدم ويَشُبُّ مِنْهُ اثْنانِ الْحِرْصُ عَلَى الْمالِ وَالْحِرْصُ عَلَى الْعُمْرِ؛[١] آدمى زاده پير مى شود در حالى كه دو خصلت در او جوان مى شود: حرص بر مال و حرص بر عمر (ادامه حيات).
افراد سالخوردهاى ديده شدهاند كه على رغم از كارافتادگى و اينكه اميدى نبوده كه خودشان بتوانند از ثروتشان بهره و لذتى ببرند؛ ولى همچنان تا آخرين روزهاى عمرشان در فكر جمع مال و افزون كردن ثروتشان بودهاند! حرص بر جمع مال در برخى از افراد
[١] بحارالانوار، ج ٧٣، ص ١٦١، باب ١٢٨، روايت ٧.