در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٤ - مراقبه اى بالاتر تمرين اُنس
معطوف است و توجهى به خداى متعال ندارند. چنين كسانى اگر بخواهند به اينجا برسند كه خداوند هميشه و در همه حالات در نظرشان باشد بهطور طبيعى نياز به تمرين دارند. البته كسانى كه به مقامات و درجات عالى عرفان و سير و سلوك رسيدهاند و بارقه محبت الهى در دلشان تابيده و جذْبه جمال خداوندى اراده آنان را تسخير كرده است، ديگر به مقصد رسيدهاند و نيازى به تمرين ندارند. آنان قلب و دلشان هرگز از توجه به خداوند خالى نيست و پيوسته و با همه چيز او را مىبينند.
در هر صورت، براى تمرين توجه به خدا، انسان بايد پيوسته اين مطلب را در نظر داشته باشد كه در حضور خدا است و خداوند بر اعمال او ناظر است. آدمى بايد از صبح كه از خواب برمىخيزد به خودش تلقين كند كه خداوند هر لحظه و در همه حال او را مىبيند گرچه او خدا را نمىبيند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در همين باره به ابوذر مىفرمايد:
اُعْبُدِ اللهَ كَاَنَّكَ تَراهُ فَاِنْ كُنْتَ لا تَراهُ فَاِنَّهُ يَراكَ؛[١] خدا را به گونه اى عبادت كن كه گويا او را مى بينى و اگر تو او را نمى بينى او تو را مى بيند.
توجه به اين مسأله كه خداوند ناظر بر انسان و اعمال او است نياز به برنامهريزى و گوشهاى نشستن و دست از ساير كارها كشيدن ندارد. اين توجه امرى قلبى و از مراحل ذكر است كه وقتى به حد ملكه رسيد كمكم انسان احساس مىكند كه دلش با خدا انس گرفته است. نتيجه انس با خدا نيز همانگونه كه توضيح داديم، اين است كه محبت خداوند در دل انسان بيشتر مىشود. پس از آن و هنگامى كه محبت خدا در دل بيشتر شد، علاقه به عبادت و بندگى، خصوصاً مناجات و خواندن نماز و دعا و قرآن هم بيشتر مىشود. آيا انسان دوست ندارد نامه محبوبش را بخواند؟ اگر محبوبى از انسان دور باشد و نامهاى از او به دستش برسد، به جاى يك بار چند بار آن را مىخواند و پس از آن نيز هر از چندگاه دوباره به سراغ آن مىرود و با اشتياق فراوان آن را مىخواند. قرآن نيز
[١] بحارالانوار، ج ٧٧، ص ٧٦، باب ٤، روايت ٣.