در جستجوي عرفان اسلامي
(١)
مقدمه معاونت پژوهش
٩ ص
(٢)
مقدمه نگارنده
١٣ ص
(٣)
فصل اول كليات
٢٣ ص
(٤)
انواع تمايلات انسان
٢٣ ص
(٥)
نيازهاى روحى انسان و تحولات نامحسوس آن
٢٦ ص
(٦)
ميل هاى موقت و ميل هاى ماندگار
٢٧ ص
(٧)
خودشكوفايى و ناخودشكوفايى تمايلات انسانى
٢٨ ص
(٨)
تمايلات عرفانى؛ خودشكوفا يا ناخودشكوفا
٢٩ ص
(٩)
تمايلات عرفانى، اصيل ترين تمايلات آدمى
٣٢ ص
(١٠)
« عرفان» چيست؟
٣٣ ص
(١١)
عرفان نظرى و عرفان عملى
٣٦ ص
(١٢)
تصوف و عرفان
٤٠ ص
(١٣)
« عارف» كيست؟
٤١ ص
(١٤)
عرفان، فلسفه و عقل
٤٩ ص
(١٥)
عرفان در اسلام
٥٣ ص
(١٦)
« عرفان» و « شرع» ؛ متلازم يا متفارق؟
٦٣ ص
(١٧)
فصل دوم تحريف و انحراف در آموزه  هاى عرفانى
٦٥ ص
(١٨)
تحريف اديان آسمانى
٦٥ ص
(١٩)
عمد و سهو در تحريف اديان
٧٢ ص
(٢٠)
گوشه نشينى، تفكرى انحرافى و باطل
٧٨ ص
(٢١)
دو منشأ اصلى تحريف و انحراف
٨١ ص
(٢٢)
تحليلى از عوامل انحراف در باب عرفان
٨٧ ص
(٢٣)
ثروت و قدرت، طعمه شيّادان و مدعيان عرفان
٩١ ص
(٢٤)
ردّ پاى استعمار در عرفان سازى و ترويج صوفى گرى
٩٥ ص
(٢٥)
فصل سوم شاخصه هاى عرفان اسلامى و راستين
١١٣ ص
(٢٦)
ضرورت و اهميت بحث شاخصه ها
١١٣ ص
(٢٧)
پيشينه عرفان در جوامع انسانى
١١٥ ص
(٢٨)
اسرارِ مگو؟!
١٢٢ ص
(٢٩)
تبيين شاخصه هاى عرفان صحيح بر مبناى تحليلى عقلى
١٢٩ ص
(٣٠)
ويژگى هاى عرفان اسلامى در آينه كتاب و سنّت
١٣٦ ص
(٣١)
1 مطابقت با فطرت
١٣٦ ص
(٣٢)
2 همه جانبه بودن
١٣٨ ص
(٣٣)
3 عدم مخالفت با شريعت
١٤٦ ص
(٣٤)
دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
١٥٣ ص
(٣٥)
پاسخى به يك پرسش
١٧٧ ص
(٣٦)
رجوع به آموزه ها و دستورات عرفانى مسلك ها و مكاتب ديگر
١٨٠ ص
(٣٧)
عرفان در انحصار روحانيت؟!
١٨٥ ص
(٣٨)
پرسشى درباره « همه جانبه بودن» سير عرفانى
١٨٧ ص
(٣٩)
فصل چهارم راه نيل به مقامات عرفانى
١٩١ ص
(٤٠)
در جستجوى راه
١٩١ ص
(٤١)
استفاده از عقل و نقل براى شناخت راه
١٩٣ ص
(٤٢)
راه نقلى، در دست رس عموم
١٩٧ ص
(٤٣)
مانع مهم سير الى الله
٢٠٤ ص
(٤٤)
موحّد لفظى، مشرك عملى!
٢١٠ ص
(٤٥)
مراحل سير و سلوك
٢١٤ ص
(٤٦)
توحيد افعالى، صفاتى و ذاتى در عرفان
٢١٧ ص
(٤٧)
تقوا در پرتو مشارطه، مراقبه و محاسبه
٢٢٩ ص
(٤٨)
مراتب مراقبه
٢٣٣ ص
(٤٩)
از سير جوارحى تا سير جوانحى
٢٣٨ ص
(٥٠)
مراقبه اى بالاتر تمرين اُنس
٢٤٢ ص
(٥١)
مراقبه اوليا و انبيا
٢٤٥ ص
(٥٢)
اعمال و اذكار خاص در سير و سلوك
٢٤٩ ص
(٥٣)
جايگاه ذكر لفظى و بيان اهميت ذكر قلبى
٢٥٨ ص
(٥٤)
جامع ترين نسخه سير و سلوك
٢٦١ ص
(٥٥)
سرّ « خير العمل» بودن نماز
٢٦٩ ص
(٥٦)
نمازهاى بى روح!
٢٧٢ ص
(٥٧)
يك برنامه عملى براى خودسازى
٢٧٩ ص
(٥٨)
ذكر لفظى و ذكر قلبى
٢٥٣ ص
(٥٩)
فصل پنجم بررسى چند مسأله
٢٩٣ ص
(٦٠)
معناى « كشف» و « كرامت»
٢٩٣ ص
(٦١)
كشف و كرامت، واقعيت يا افسانه و توهم؟
٢٩٤ ص
(٦٢)
حقيقت كشف و مكاشفه
٢٩٥ ص
(٦٣)
مكاشفه رحمانى و شيطانى
٣٠١ ص
(٦٤)
عدم ملازمه مكاشفات رحمانى با كامل و بى نقص بودن فرد
٣٠٤ ص
(٦٥)
« كرامت» و حقيقت و ماهيت آن
٣٠٨ ص
(٦٦)
« سحر» و « كرامت» ، دو مقوله مختلف
٣١١ ص
(٦٧)
تشخيص كرامت از موارد مشابه آن
٣١٥ ص
(٦٨)
ظاهر، گواه باطن؟
٣١٦ ص
(٦٩)
بنده كشف و كرامت!
٣١٩ ص
(٧٠)
عارفان حقيقى
٣٢١ ص
(٧١)
دو حكايت از شيخ انصارى
٣٢٥ ص
(٧٢)
از « قطب» تا « شريعت و طريقت»
٣٢٨ ص
(٧٣)
سير و سلوك و مسأله نياز به استاد
٣٣٥ ص
(٧٤)
فطرى اما دست نيافتنى!؟
٣٤٦ ص
(٧٥)
كتاب نامه
٣٥١ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص

در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٤ - مراحل سير و سلوك

مراحل سير و سلوك

گرچه به يك معنا راه يك كلمه است، يك قدم است، يك مفهوم و يك عنوان است و آن «بندگى كردن» است، ولى مى‌توان به حسب حالات مختلفِ دورى و نزديكى انسان، همين يك قدم را به منزل‌ها و مراحلى تقسيم كرد. برخى از بزرگان در اين راه زحمت‌هايى كشيده‌اند و از هنگامى كه انسان مى‌خواهد به طرف خداى متعال حركت كند تا آن هنگام كه به كمال نهايى مى‌رسد، منازلى تعيين كرده‌اند. شايد معروف‌ترين آن‌ها «منازل السائرين»[١] باشد كه يكصد منزل را تعيين كرده است.

اولين مرحله و منزل، مرحله «يقظه» است. يقظه به معناى بيدارى و مقابل آن، «غفلت» است. انسان ابتدا بايد از غفلت بيرون بيايد، وگرنه مادامى كه غافل است از اين‌كه مشكل و مسأله و كمبودى دارد به طور طبيعى حركتى هم نخواهد كرد. هنگامى كه از غفلت بيرون آمد و به يقظه و بيدارى رسيد؛ قدم به قدم پيش مى‌رود و «حالاتى» براى انسان پيش مى‌آيد، آن حالات نيز به تدريج «ثبات» پيدا مى‌كند و به صورت «ملكه» در مى‌آيد و تبديل به «مقام» مى‌شود. به همين ترتيب، از مقام اول كه عبور كرد حالت جديدى براى او پيش مى‌آيد، آن حالات جديد نيز كم‌كم ثبات پيدا مى‌كند و در اثر تكرار، راسخ مى‌گردد و به صورت ملكه در مى‌آيد و مقام دوم مى‌شود، و اين سير به همين ترتيب ادامه پيدا مى‌كند.

در هر صورت، بزرگانى زحماتى كشيده‌اند و منزل‌ها و مراحلى را براى پيمودن مسير عرفان و سير الى الله تعيين كرده‌اند؛ ولى بايد توجه داشت كه اين‌ها وحى مُنزل نيست كه قابل تغيير نباشد. چنان نيست كه گفته شود «اين است و جز اين نيست». اگر منازل‌السائرين يكصد منزل شمرده است، بزرگان ديگرى چهل منزل ذكر كرده‌اند و برخى نيز هفت منزل و مرحله را برشمرده‌اند.[٢] در هر حال منظور اين بوده كه به اين


[١] اين كتاب از تأليفات عارف مشهور، خواجه عبدالله انصارى است. [٢] از جمله تقسيماتى كه در مباحث تصوف و عرفان بسيار مشهور است، تقسيم «هفت‌گانه» مقامات و مراحل عرفان و سير و سلوك بدين ترتيب است:
[١] مقام توبه: عبارت است از شعور به گناه و پشيمانى از آن و عزم راسخ بر ترك آن. [٢] مقام ورع: عبارت است از دورى سالك از ستم گرى هاى مردم، به حدى كه كسى را بر او دعوى و ادعايى نباشد. [٣] مقام زهد: عبارت است از مذمت دنيا و بى اعتنايى و بى پروايى نسبت به دنياپرستان. [٤] مقام فقر: عبارت است از ساختن به كمترين حد از نيازهاى زندگى و پرداختن به فرايض و زياد كردن نوافل. [٥] مقام صبر: عبارت است از تحمل شدايد و بلاها و ناپسنديده ها و از سر گذرانيدن آن ها بدون شكوِه. [٦] مقام توكل: عبارت است از ترك و فرو گذاشتن تدبير نفس و بريدن از قدرت و قوّت خود، و واگذارى همه چيز به خدا تا هرچه خواهد بكند. [٧] مقام رضا: عبارت است از آرام يافتن دل بنده به احكام و دستورهاى خدا و موافقت او به آنچه وى پسنديده و براى او اختيار كرده است.

گاهى نيز از منازلى كه سالك بايد از آن ها عبور كند به «احوال» تعبير مى كنند. مشهورترين احوال هفت گانه عبارتند از:


[١] حال قرب: و آن تقرب سالك است به پروردگارش به وسيله اطاعت و دوام ذكر در نهان و آشكار. [٢] حال محبت: و آن عبارت است از جايگزين شدن صفات محبوب و دوست در صفات محب و دوست دار؛ يعنى اين كه ذكر محبوب بر دل او غالب باشد. [٣] حال خوف: و آن عبارت است از ترس از عذاب در دنيا و آخرت؛ و آن در آغاز پناه بردن از همه است و در نهايت، پناه دادن خود در سايه خدا است. [٤] حال رجاء: و آن عبارت است از تعلّق و آويزش دل به محبوبى كه در آينده به او توان رسيد، به اميد رحمت واسعه خدا، خواه با كسب سودى يا به دفع زيانى. [٥] حال شوق: و آن شوريدگى دل عاشق و دوست دار است در زمان ذكر محبوب و طلب ديدار او؛ و آن وابسته به اندازه محبت محب است و نيز بازداشتن اعضا و جوارح از شهوات. [٦] حال مشاهده: و آن عبارت است از پيوستن و نزديكى است، و وصلى است ميان رؤيت عينى و رؤيت قلبى؛ يعنى محبوب را در دل چنان ببيند كه گويى در برابر ديدگانش است. [٧] حال يقين: و آن مكاشفه است، و خشنودى بنده بدان چه خدا او را قسمت كرده است.

گاه نيز از سير و سلوك به «سَفَر» تعبير مى كنند. ابن عربى در تعريف «سَفَر» مى نويسد: السَّفَرُ عبارةٌ عن القلب اذا اَخَذَ في التوجّه الى الحق تعالى بالذكر. جرجانى نيز در تعريف «سفر» مى گويد: السَّفَرُ لغةً قطع المسافة وعند اهل الحقيقة عبارة عن سير القلب عند اخذه الى التوجه الى الحق بالذكر = سفر در لغت عبارت است از قطع مسافت، و نزد اهل حقيقت عبارت است از سير دل آن گاه كه به حق تعالى از راه ذكر توجّه يابد.

معمولا اسفار را به چهار سفر به ترتيب زير تقسيم مى كنند:


[١] سَفَرٌ مِنَ الخلق الى الحق: كه آغاز آن توبه، يعنى رجوع از حيوانيت به انسانيت حقيقى و الهى است و نهايت آن اتصال به ملكوت و ظهور سكينه و آرامش. [٢] سَفَرٌ من الحق الى الحق: كه آغاز آن ملكوت و نهايت آن اتصاف به اوصاف الهى و وصول به مقام ربوبيت است. [٣] سَفَرٌ فى الحق: كه در اين سفر سالك جز خدا نمى بيند و هر چيز را به خدا نسبت مى دهد. در اين سفر او به صفات جمال و اسماى حسنى متلبّس مى شود و آن ها را دارا مى گردد. [٤] سَفَرٌ بالحق فى الخلق: اين سفر به نحوى ادامه سفر اول و نهايت يافتن آن است؛ بدين معنى كه وقتى بنده سالك به صفات و اسماى الهى اتصاف يابد، به حالت نخستين باز مى گردد و براى اصلاح اجتماع به سوى خلق مى آيد، كه مشابهت با مرتبه پيامبرى و رسالت دارد.

البته اين سفرها را به بيانات ديگرى نيز ذكر كرده اند؛ ولى روح همه اين بيان ها كم و بيش يكى است.

هم چنين يكى از تقسيمات معروف در باب مراحل سير و سلوك، تقسيم هفت گانه عطار نيشابورى است كه شعر معروف مولوى (هفت شر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم) نيز اشاره به آن است. عطار خود از اين مراحل به «هفت وادى» تعبير كرده است:

گفت ما را هفت وادى در ره است *** چون گذشتى هفت وادى درگه است...

هست وادىّ طلب آغاز كار *** وادى عشق است از آن پس بى كنار

پس سيُم وادى از آنِ معرفت *** هست چارم وادى استغنا صفت

هست پنجم وادى توحيد پاك *** پس ششم وادىِّ حيرت صعبناك

هفتمين وادىِّ فقر است و فنا *** بعد از اين وادى روش نبود تو را

در كَشش افتى روش گم گرددت *** گر بُوَد يك قطره قلزم گرددت

(به نقل از: على اصغر حلبى، مبانى عرفان و احوال عارفان، ص ١٩٧ـ١٩٩)