در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - موحّد لفظى، مشرك عملى!
مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى ـ كه پيرامون آن را بركت دادهايم ـ سير داد تا از نشانههاى خود به او بنمايانيم.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) هنگامى كه به معراج مىرود و آيات ويژه الهى به او نشان داده مىشود لقبش «عبد» است. در نماز نيز در كنار توصيف خداوند به وحدانيت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) را با وصف «عبد» ياد مىكنيم: اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ... وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.
در مورد يكى از بزرگان عرفا نقل شده است كه از او پرسيدند: ميان انسان و خدا چقدر راه است؟ در پاسخ گفت: يك قدم! گفتند: عجب! چطور تنها يك قدم؟! فرمود: تو قدمت را بلند كن و روى نفس خود بگذار، به خدا مىرسى!
آرى در مسير عرفان حقيقى يك مشكل بيشتر وجود ندارد و آن مشكل اين است كه امر دائر است بين اطاعت نفس و اطاعت خدا! ما خود حجاب خوديم. اگر پا روى نفس گذاشتيم ديگر حجابى ميان ما و خدا نخواهد ماند. اگر بندگى خدا كنيم به خدا مىرسيم، ولى اگر خود را در مقابل خدا مطرح كنيم از خدا دور مىشويم. در دعاى ابى حمزه ثمالى مىخوانيم:
وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ تَحْجُبَهُمُ الاَْعْمالُ دُونَكَ؛[١] بار خدايا، تو از خلقت در حجاب قرار نمى گيرى، مگر آن كه اعمال مردم خود حجاب شود و آن ها را از تو محجوب كند.
اعمال ناپسند ما است كه بين ما و خدا حجاب مىشود، وگرنه خداوند بخلى ندارد كه همه مردم به او نزديك شوند. نهتنها بخلى ندارد، بلكه عزيزترين بندگانش را براى همين فرستاده است و بسيارى از بهترين بندگانش كه همان پيامبران هستند در راه همين آرمان به شهادت رسيدهاند. نكته اين است كه اين تقرب بايد به اختيار خود مردم باشد نه آنكه به صورت جبرى حاصل گردد. اگر اختيار از انسان سلب شود و جبر جاى آن را بگيرد انسان ديگر انسان نخواهد بود و به آن مقام و منزلت نخواهد رسيد.
[١] مفاتيحالجنان، اعمال سحر ماه رمضان، دعاى ابى حمزه ثمالى.