در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥ - « عرفان» چيست؟
آنها، چيزى جز «شناخت غايب» در دست آدمى قرار نمىدهد. «عرفان» در جايى است كه اين شناخت غايبانه و مفهومى، به شناخت حضورى و عينى تبديل شود و هيچ حجابى، هرچند بسيار رقيق و لطيف، در كار نباشد و خود خدا را بدون واسطه و با چشم دل ببينيم. براى تقريب بيشتر مطلب به ذهن، ذكر مثالى در اين مورد مناسب است؛ گرچه اين مثال از جهاتى با بحث ما تفاوت اساسى دارد؛ ولى براى ايضاح بيشتر مطلب مفيد است:
برخى ميوهها در دنيا وجود دارد كه ما نهتنها تا به حال آن را نچشيدهايم، كه حتى اسم آن را نيز نشنيدهايم، و به همين جهت نيز هيچ تصورى از طعم آنها نداريم. حال اگر چنين ميوهاى را با ذكر نام، كشيدن شكل، نشان دادن عكس و فيلم، ذكر خواص، مواد اوليه تشكيل دهنده، تأثير آن در درمان برخى بيمارىهاى خاص، و خلاصه، با تمام ريزهكارىهاى آن براى شما معرفى كنند، باز هم طعم و مزه آن ميوه در كام شما پيدا نخواهد شد. درست است كه اين توصيفها و تعريفها دانستنىهاى زيادى را درباره آن ميوه در اختيار شما قرار مىدهد؛ ولى تنها راه فهميدن مزه و طعم آن اين است كه خود آن ميوه را تناول كنيد.
اگر كسى مزه شيرينى را نچشيده باشد، هر چه هم كه در وصف شيرينى براى او سخن بگويند كامش شيرين نخواهد شد و مزه شيرينى را درك نخواهد كرد. به قول معروف، «با حلوا حلوا، دهان شيرين نمىشود». توصيف شيرينى، شناختهايى را در قالب مفاهيم و صورتهاى ذهنى براى فرد حاصل مىكند؛ ولى اين همه، يافتن مزه شيرينى نيست. تنها راه يافتن مزه شيرينى، خوردن و چشيدن غذاها و خوراكىهاى شيرين است. اگر فرد، خودْ مزه شيرينى را چشيد ديگر نيازى به توصيف، سخنرانى، معلم و كتاب نخواهد داشت.
تفاوت شناخت حصولى و عقلى خداوند با شناخت حضورى و عرفانى حضرتش نيز شبيه چنين چيزى است. البته در مورد شناخت حضورى و عرفانى خداوند مطلب بسيار