در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - اسرارِ مگو؟!
به سينه نقل شده تا به ما رسيده است. بلاتشبيه، همانگونه كه ما معتقديم هر امام معصومى ودايع امامت را از امام قبلى اخذ مىكند، صوفيان نيز به «قطب» اعتقاد دارند و مىگويند هر قطبى اسرار الهى و راه سير و سلوك را از قطب پيشين تلقى مىكند و ديگران براى رسيدن به معرفت الهى بايد بر سر سفره قطب بنشينند و از او استفاده كنند و جز اين راهى نيست.
البته انكار نمىكنيم كه مطالب و مسايلى هست كه همه كس لياقت و توان درك آن را ندارند و به عنوان اسرار تلقى مىشود؛ ولى اين مسأله مربوط به اصل بيان راه نيست بلكه درباره مراتبى از معنويات و كمالات عرفانى صادق است. قطعاً مراتبى از معنويات و مسايل عرفانى وجود دارد كه براى همه كس قابل درك و فهم نيست و اگر بخواهد در قالب الفاظ بيان گردد حقيقت معناى آنها القا نمىشود و افراد معمولى نمىتوانند آن حقايق را از اين الفاظ بفهمند. اما اينكه انسان در ابتداى اين مسير، قدرت درك و هضم برخى مطالب را ندارد غير از اين است كه بگوييم اصل ارائه راه مطلبى سرّى است كه براى همگان قابل فهم نيست. اينكه از كجا شروع كنيم و از چه راهى برويم براى همه قابل فهم است. در اين مورد قابل قبول نيست كه بگوييم راه سير و سلوك الى الله آداب و رسومى سرّى است كه تنها «قطب» آنها را مىداند و ديگران براى دستيابى به آن بايد نزد قطب سر بسپارند! و قطب هم هر كه را خود صلاح بداند ـ آن هم به اندازه لياقتش ـ بهرهاى از اين اسرار مىدهد. بدون شك اصول و كليات سير و سلوك حقيقى در همين كتاب و سنّتى كه در دسترس همگان است بيان شده و هر چيزى كه در اين راه مهمتر بوده نسبت به آن بيشتر تأكيد و سفارش شده است.
اما آنچه كه موجب شده كسانى از مسلمانان كم و بيش به ديگران روى بياورند و آداب و رسوم و روشهاى آنان را اخذ كنند ظاهراً اين بوده كه ديدهاند در اسلام احكام و مطالبى وجود دارد كه توجه زيادى به امور مادى و دنيوى دارد. جاى ترديد و انكار نيست كه بخش زيادى از احكام و معارف اسلام مربوط به مسايلى از قبيل تجارت و