در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - اسرارِ مگو؟!
معاملات، ازدواج و همسردارى، آداب سفر، معاشرت و مانند آنها است كه همگى مربوط به امور دنيوى و مادى هستند. برخى وجود اينگونه مسايل در اسلام را ـ كه ذاتاً امورى مادى و دنيوى هستند و در بدو امر به نظر مىرسد با توجه كامل قلب و روح به معنويات و مسايل عرفانى منافات داشته باشند ـ اينگونه توجيه كردند كه اينها به سبب ضرورت و برحسب مقتضيات زمان و به تناسب حال و وضع اكثريت جامعه نازل شده و مقصود اصلى اسلام مطالب و مسايل ديگرى بوده است. آن مطالب اصلى و اساسى نيز چون با وضع و حال اكثريت جامعه مناسب نبوده، به صورت سرّى تنها براى برخى از خواص بيان شده است و در حال حاضر نيز تنها در اختيار جناب «قطب» است و ديگران بايد از او تلقى كنند.
همين نگرش به اسلام بود كه موجب گرديد به تدريج كسانى قايل به دو وجهه دين به نام «شريعت» و «طريقت» شوند و وجهه «شريعت» را ظاهر دين بنامند كه براى عوام و سطحىنگران و ظاهرپرستان نازل شده، و «طريقت» را وجهه اصلى دين كه براى خواص و اهل معنا و باطن بيان گرديده است. از همين رو نيز مىگويند، اگر از ظاهر و پوسته گذر كردى و به باطن و مغز دين رسيدى، ديگر عمل به دستورات ظاهرى دين اهميتى ندارد و حتى نماز خواندن نيز لازم نيست!
چنين انديشههاى خام و باطلى قطعاً يكى از مظاهر بارز مكر و خدعه شيطان است. پيش از اين اشاره كرديم كه شيطان تمام همّش اين است كه به هر طريق كه شده انسانها را از راه خدا و عبوديت او بازدارد؛ اين نيز يكى از همان دامها است كه شيطان به وسيله آن، افراد زيادى را گرفتار كرده و به گمراهى كشانده است.
حقيقت اين است كه همانطور كه اسلام عالىترين ارج را براى معرفت خداوند قايل شده، در راهنمايى بشر براى رسيدن به اين معرفت نيز هيچ كوتاهى نكرده و مضايقه و بخلى نورزيده است. اسلام عزيز رئوس اصلى و مهم اين برنامه را براى ما بازگو كرده و هرچه را كه براى رسيدن به اين مقام مهمتر و لازمتر بوده، نسبت به آن تأكيد و سفارش