در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - ٢ همه جانبه بودن
مىخوانيم: «السلام عليكم يا خلفاء الله في ارضه». طبيعتاً انسانهاى ديگر كه همه استعدادهايشان به فعليت نرسيده است خليفه بالفعل نخواهند بود. تنها انسانهايى كه مظهر همه اسماى الهى مىشوند و مقام «علّم الاسماء كلها» را دارا مىگردند خليفةالله خواهند بود؛ نظير انبيا و اولياى الهى. اما انسانهاى ديگر ممكن است نهتنها به چنين مقامى نرسند، كه حتى از حيوانات نيز فروتر و پستتر گردند! قرآن كريم در آيات متعددى به اين حقيقت اشاره كرده است؛ از جمله مىفرمايد:
وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِْنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالاَْنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُون[١]؛ و در حقيقت، بسيارى از جنّيان و آدميان را براى دوزخ آفريدهايم. [چرا كه]دلهايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمىكنند، و چشمانى دارند كه با آنها نمىبينند، و گوشهايى دارند كه با آنها نمىشنوند. آنان همانند چهارپايان بلكه گمراهترند. [آرى،] آنها همان غافلانند.
بديهى است كسانى كه از چهارپايان پستترند قطعاً «خليفة الله» نخواهند بود!
در هر صورت، ويژگى انسان اين است كه مىتواند مظهر جميع اسماى الهى باشد. به عبارت ديگر، انسان معجونى از استعدادهاى گوناگون است كه اگر «مجموعه» آنها حركت كند، فرد به مقامى كه متعلق به انسان و شايسته او است مىرسد. حال انسانها به فراخور حال و تلاش و اختيار خود گاهى يك گام در اين راه به پيش مىروند، گاهى ده قدم، گاهى هزار قدم، گاه فرسنگها و گاه ميليونها فرسنگ؛ ولى اصل كلى در همه اين موارد اين است كه مجموعه استعدادهاى انسانى رو به سوى آن كمال حركت كنند. ويژگى انسان اين است كه «جامع» همه اين استعدادها است و آنچه او را به عنوان «انسان» از ساير موجودات ممتاز كرده است همين ويژگى است. از اين رو اگر كسى تنها بر روى
[١] اعراف(٧)، ١٧٩.