در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - ٣ عدم مخالفت با شريعت
بنابراين اگر ما به دنبال سلايق و اختراعات شخصى خود يا ديگران حركت كنيم هيچ تضمينى وجود ندارد كه آن حركت قرين توفيق باشد، و بلكه به عكس، يقيناً سر از بيراهه در خواهيم آورد و از رسيدن به مقصد باز خواهيم ماند:
هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِه؛[١] اين است راه راست من؛ پس، از آن پيروى كنيد و از راه هاى پراكنده [ديگر] پيروى نكنيد، كه شما را از طريق حق دور مىسازد.
همانطور كه در تحليل عقلى نيز اشاره كرديم، پس از آنكه روشن شد حركت عرفانى صحيح حركتى است كه همه ابعاد و شؤون وجود و زندگى انسان را شامل شود، اين سؤال مطرح مىشود كه: حد و ميزان توجه و پرداختن به هر يك از اين ابعاد و شؤون چقدر است؟ براى مثال، چه مقدار بايد به عبادت، چه مقدار به امور اجتماعى، چه مقدار به امور خانوادگى، و چه مقدار به خواب و استراحت پرداخت؟ اين همان بحث هدايت و جهتدهى و تعديل اميال و غرايز و ارضاى نيازهاى انسانى بود، كه گفتيم در اين جهت بايد دست به دامان شرع بشويم و از هدايت و راهنمايى آن مدد بگيريم. اكنون اضافه مىكنيم كه احكام شرعى كه در قالب واجبات، محرّمات، مستحبات، مكروهات و مباحات بيان شدهاند در واقع پاسخ به همين سؤال و ارائه همين هدايتها و راهنمايىها است.
در شريعت اسلامى، در همه زمينهها، از نماز گرفته تا رفتار و معاشرت مرد و زن در زندگى زناشويى، رفتار با فرزندان و خويشان، معاشرت با همسايگان و دوستان، و تا رابطه بين امت با امام و ساير مسايل اجتماعى، يك سلسله «واجبات» وجود دارد. پرداختن به اين واجبات در درجه اول اهميت است، خواه مربوط به عبادتهاى اصطلاحى، مثل نماز و روزه باشد و خواه مربوط به ابواب ديگر. براى مثال، نماز صبح
[١] انعام (٦)، ١٥٣.