در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
كامل را كسى مىداند كه با هدايت و جهتدهى اميال و غرايز مختلف مادى و معنوى خود، حركتى همه جانبه و رشدى متعادل را دنبال مىكند.
آنچه اسلام در همه امور، اعم از مادى و معنوى مطرح مىكند و آن را در حركت تكاملى انسان مؤثر مىداند مسأله «نيت» و «انگيزه» است. مهم اين است كه انسان كارهايش، اعم از مادى و معنوى را به انگيزه «خداخواهى» انجام مىدهد يا به انگيزه «خودخواهى». تزاحم بين امور مادى و معنوى، و دنيوى و اخروى نيست، بلكه تزاحم بين اين است كه انسان خودپرست و هواپرست باشد يا خداپرست:
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلى عِلْم؛[١] پس آيا ديدى كسى را كه هواى نفس خويش را معبود خود قرار داده و خداوند او را دانسته (و على رغم برخوردارى از آگاهى و علم) گمراه گردانيده است؟
معناى خداپرستى اين نيست كه انسان از مردم و جامعه و كارهاى اجتماعى كناره بگيرد و تارك دنيا گردد و از مواهب و نعمتها و لذايذ مادى بهرهمند نشود؛ بلكه اين امور اگر به انگيزه اطاعت خداوند و حركت در مسيرى كه خداى متعال معيّن فرموده است، باشد، موجب قرب و كمال خواهد شد. از آن سو نيز اگر عبادت و شبزندهدارى و عزلت و رياضت، به انگيزه غير الهى باشد هيچ ارزشى ندارد و حتى موجب سقوط انسان نيز خواهد بود. اگر رياضت و عبادت، براى مثال، به انگيزه كسب شهرت يا براى پيدا كردن برخى توانايىهاى روحى و انجام كارهاى خارقالعاده باشد پشيزى ارزش ندارد و سر سوزنى در كمال واقعى انسان و تقرب الى الله تأثير نخواهد داشت. البته ممكن است كسى در اثر رياضتهايى به برخى توانايىهاى روحى و انجام امور خارقالعاده دست پيدا كند؛ ولى اين امور نشانه تكامل انسانى و محبوب و مقرب بودن شخص نزد خداوند نيست.
[١] جاثيه (٤٥)، ٢٣.