در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٦ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
مىدانند و تفكر و باورشان اين است كه اين دو (ماديت و معنويت، دنيا و آخرت، و توجه توأمان به جسم و روح) با يكديگر قابل جمع نيستند.
اينان بر اين عقيدهاند كه نمىشود انسان تميز و معطّر باشد، همسر اختيار كند، خانه و كاشانه براى خود تدارك ببيند، احياناً در مسايل اجتماعى و جنگ و جهاد شركت كند، و در عين حال عارف هم باشد. توجه به اين امور، تفرّق فكر و خاطر مىآورد و حال آنكه يكى از شرايط مهم و اصلى عرفان و سالك اين راه، تمركز و نفى خواطر است. به ويژه بايد توجه داشت كه وارد شدن و دخالت در امور سياسى از گناهان كبيره راه سير و سلوك محسوب مىشود و براى سالك سمّ مهلك و ذنب لايغفر است!
از اينرو است كه مىبينيم كسانى كه چنين نگرشى در عرفان داشتهاند، ازدواج نمىكردهاند، بدنهايى رنجور و ضعيف داشتهاند، ارتباط و معاشرتشان با ديگران بسيار كم و محدود بوده است و سعى مىكردهاند تا حد ممكن از مردم و جامعه و مسايل اجتماعى كناره بگيرند و به ويژه به سياست و مسايل سياسى كارى نداشته باشند. از نظر وضع ظاهرى نيز سر و وضعى نامرتب و كثيف، موها و محاسن و شاربهايى بلند و ژوليده، لباسهايى بسيار مندرس و احياناً خشن، علامت مشخصهبوده است.
با توضيحاتى كه در مورد مشخصههاى عرفان حقيقى داديم روشن شد كه چنين نگرشى قطعاً نادرست و اشتباه است و با آموزههاى اسلامى مطابقت ندارد. اسلام براى