در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٣ - از « قطب» تا « شريعت و طريقت»
امتيازات اسلام اين است كه اين برنامه و دستورات به گونهاى است كه هر كس به اندازه لياقت، معرفت و تلاش خود مىتواند از آثار و فوايد اين برنامه بهرهمند شود. همچنين انكار نمىكنيم كه مسايلى وجود دارد كه هر كسى لياقت و ظرفيت درك آنها را ندارد؛ ولى اصل راه سير و سلوك چيزى نيست كه خداى متعال در ارائه آن بخل ورزيده و آن را در اختيار همگان قرار نداده باشد. به عبارت ديگر، اين مطلب درست است كه حقايقى متعالى وجود دارد كه انسان در ابتدا لياقت درك آنها را ندارد و براى رسيدن به آنها بايد مراتبى از كمال و معنويت را طى كند؛ ولى راه رسيدن به اين مراتب كه دروازه مشاهده و درك آن حقايق استـ در دسترس همگان قرار داده شده و هركس آن را دنبال كند به مقصود خواهد رسيد.
و اما در مورد «قطب» كه متصوفه به آن معتقدند و او را در هر زمان «انسان كامل» مىدانند، بايد بگوييم كه اين عقيده با عقيده صحيح شيعه سازگار نيست. البته به يك معنا مىتوان گفت در هر زمان قطب و انسان كاملى وجود دارد، ولى آن قطب و انسان كامل غير از «امام معصوم(عليه السلام)» نيست. به اين معنا، در زمان ما نيز قطب وجود دارد و آن قطب، وجود مقدس حضرت ولىّ عصر، امام زمان(عليه السلام) است.
آموزهها و تعاليم تشيع راستين هرگز اين عقيده را بر نمىتابد كه غير از امام معصوم(عليه السلام) در هر زمانى بايد انسان كامل ديگرى نيز وجود داشته باشد كه شخصيت او مثل امام معصوم مطلق و بىهيچ پيرايه و نقصى است و بايد مانند امام معصوم در برابر او نيز تسليم كامل و مطلق بود. علاوه بر اينكه برخى از صوفيه در اين راستا معتقدند كه وجود قطب با وجود امام زمان(عليه السلام) اتحاد پيدا مىكند، و به عبارت ديگر قايل به امام زمان نوعى هستند و مىگويند امام زمان شخص خاصى نيست، بلكه آن امام زمان نوعى در هر زمانى در جسم و كالبد قطب آن زمان حلول مىكند! براى مثال، در كتابها و مطالب فرقه گنابادى و شيخيه مىتوان كم و بيش مطالبى را پيدا كرد كه چنين چيزى از آنها استنباط مىشود.