در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - اسرارِ مگو؟!
بيش از اين آداب و رسوم الگوبردارى كرده و آن را به عنوان راهى براى رسيدن به معرفت پيشنهاد دادهاند. توجيه آنها نيز اين است كه گرچه اسلام چنين مطالب و راههايى را بيان نكرده و توصيه ننموده؛ ولى اتّخاذ اين روشها كارى شبيه «رهبانيت» پيروان حضرت عيسى(عليه السلام) است كه گرچه آنان خود آن را بنيان نهادند؛ ولى مرضىّ خداوند نيز واقع شد. در مواردى نيز گفته مىشود اين مطالب در كتاب و سنّت هم آمده، و سعى مىشود با توجيه و تفسيرهايى، برخى از آيات قرآن و روايات اسلامى بر اين مضامين حمل و بر آنها منطبق گردد.
اما به راستى آيا مىتوان باور كرد در حالى كه اسلام بزرگترين شأن را براى معرفت خداوند قايل شده و بيشترين اهميت را به اين مسأله داده، راه مشخصى را براى نيل به اين معرفت ارائه نكرده و آن را بر عهده خود افراد گذارده باشد؟! آيا مىتوان باور كرد كه اسلام در اين زمينه خود راه و روشى ندارد و اين امر مهم را موكول كرده به اينكه هر كس هر راهى را كه خودش تشخيص مىدهد اختراع كند يا از ديگران اخذ نمايد؟! قطعاً چنين چيزى قابل پذيرش نيست.
آيا معقول است دينى كه براى جزئىترين مسايل زندگى (نظير: خوردن، آشاميدن، خوابيدن و...) احكام متعددى وضع كرده است، براى چنين مسألهاى كه مهمترين مسايل است چيزى نگفته و توجهى نكرده باشد؟! دينى كه در جزئىترين مسايل دستور دارد، آيا پيروانش را در مهمترين مسأله به ديگران احاله داده تا بروند و از آنها اقتباس كنند، يا به ميل و سليقه خودشان واگذار كرده تا راهى را ابداع و اختراع كنند؟! قطعاً چنين نيست.
همچنين نمىتوان پذيرفت كه چنين مسأله مهمى به صورت سرّ و رازى مگو تنها در اختيار برخى از افراد قرار داده شده و از ديگران مخفى نگاه داشته شده باشد. بسيارى از متصوفه ـ و شايد تمامى آنها ادعا مىكنند كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومين(عليهم السلام) راه سير و سلوك را به صورت سرّى تنها براى برخى از افراد بازگو كردهاند و اين اسرار سينه