در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٣ - مراقبه اى بالاتر تمرين اُنس
مسأله به همين صورت است. معمولا اصل محبت خداوند در دل ما وجود دارد، چرا كه خداوند سرچشمه همه خوبىها و فضايل است و ما تمام نعمتهاى خود را وامدار اوييم. اما براى پايدار و پر رنگ شدن اين محبت بايد آن را بپرورانيم، و راه پرورش آن نيز معرفت به خداى متعال و انس هر چه بيشتر با او است.
اكنون سؤال اين است كه چگونه مىتوان با خدا انس گرفت تا در نتيجه، محبت خداوند در دل ما پايدار و راسخ گردد؟ پاسخ اين است كه بايد سعى كنيم در تمام شبانهروز و در هر حالى گوشهاى از دلمان متوجه خداى متعال باشد و پيوسته خداوند به گونهاى در دل و قلبمان حضور داشته باشد. ممكن است تصور اين امر كمى مشكل به نظر بيايد؛ ولى ذكر يك مثال مىتواند مسأله را روشن كند:
اگر كسى به مصيبتى جانسوز دچار شود و عزيزى را از دست بدهد بهطور طبيعى غم و اندوه بر دل و قلبش مستولى مىشود. چنين غم و اندوهى گذرا و لحظهاى نيست، بلكه تا مدتها و روزها و هفتهها ذهن فرد را به خود مشغول مىدارد و حتى گاهى در خواب نيز از خاطرش بيرون نمىرود. در اين مدت، فرد پيوسته گوشهاى از دلش متوجه آن مصيبت است و در اداره و بازار و خانه و خيابان، در عين حال كه به كارهاى روزمرهاش مشغول است آن واقعه را نيز پيوسته پيش چشم دارد و يك لحظه نيز از ياد آن غافل نمىشود.
در اينگونه موارد، اين اشتغال ذهنى و توجه دايمى به صورت طبيعى براى انسان پيش مىآيد و اين امر در واقع واكنش طبيعى يك انسان به رخدادهايى از اين قبيل است. اما با تمرين و ممارست مىتوان اين مسأله را به صورت اكتسابى درآورد تا در مواردى هم كه انسان به اقتضاى سرشت و طبيعت خود به چيزى توجه دايمى پيدا نمىكند، اين اشتغال ذهنى و توجه دائمى را ايجاد كرد. توجه دايمى به خداوند و حضور پيوسته و مستمر خداى متعال در نفس و ذهن انسان از اين قبيل است. انسانهاى معمولى و عادى در طول روز معمولا تمام توجهشان به محيط و رخدادها و اشياى پيرامونشان