در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٥ - تبيين شاخصه هاى عرفان صحيح بر مبناى تحليلى عقلى
خاموشند و اقتضايى ندارند. مثال بارز آن، دو غريزه گرسنگى و تشنگى در ما است. اينگونه نيست كه انسان هر لحظه و هميشه ميل به خوردن و آشاميدن داشته باشد تا در نتيجه، اشتغال به خوردن و آشاميدن او را از بقيه كارها و ارضاى ساير نيازها بازدارد. يا غريزه جنسى به طور طبيعى در دوران خاصى از زندگى انسانْ فعال و بارز مىشود و پيش از آن يا اصلا فعال نيست و نمودى ندارد و يا بسيار كمرنگ و كمفروغ است. در اين موارد و نظاير آنها، آن برنامهريزى و هدايت و تعديل به صورت طبيعى و با راهنمايى خود فطرت انجام مىشود.
اما روشن است كه كاربرد فطرت در اين مسأله بسيار محدود است و در موارد بسيارى نمىتوان با اتكاى به فطرت، در زمينه تعديل و جهتدهى و برنامهريزى ارضاى غرايز و تمايلات فطرى به نتيجهاى رسيد. در بسيارى از موارد، غريزه و ميلى در انسان بسيار شديد است به طورى كه ساير غرايز را در حاشيه و تحتالشعاع قرار مىدهد و باعث مىشود غرايز ديگر به فراموشى سپرده شوند و انسان از آنها غافل شود. اين مسأله به ويژه در مورد غرايز مادى صادق است كه در موارد بسيارى چنان پررنگ و سركش ظاهر مىشوند كه غرايز و خواستههاى معنوى انسان را كاملا كنار مىزنند و باعث مىشوند آنها در بوته غفلت و نسيان واقع شوند. گاه غريزه جنسى آنچنان متلاطم و طوفانى مىگردد كه هيچ كس و هيچ چيز جلودار آن نيست و كاملا كور و بىهدف تنها به دنبال ارضاى خويش است و هيچ ملاحظه و مصلحت و مفسده ديگرى را در نظر نمىگيرد.
در هر صورت، اين نيز به تجربه براى ما به اثبات رسيده كه حد و مرز ارضاى غرايز و تمايلات فطرى و تعديل و هدايت آنها پاسخ درخور و روشنى از ناحيه خود فطرت و يا حتى عقل آدمى نمىيابد. اينجا است كه بحث نياز به شرع و راهنمايى شريعت در اين زمينه مطرح مىشود و در واقع ويژگى سوم عرفان صحيح اسلامى پديدار مىگردد، كه عبارت از «مطابقت با شريعت» است.
از بيان مذكور روشن مىشود كه ما براى هدايت، جهتدهى و تعديل ميلها و غرايزمان