در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - توحيد افعالى، صفاتى و ذاتى در عرفان
داروساز و داروفروش و همه كسانى كه براى بهبودى ما زحمت كشيدهاند تشكر كنيم؛ ولى در سطح بالاتر بايد اعتقاد راستينمان اين باشد كه اين خدا بود كه ما را شفا داد. اولياى خدا همينگونهاند و به حقيقت دست خداى متعال را در همه وقايع و رخدادهاى عالم مشاهده مىكنند. در اين باره براى نمونه مىتوانيم به برخورد حضرت ابراهيم(عليه السلام) توجه كنيم. آن حضرت در پاسخ نمرود و نمروديان خداى خود را اينگونه معرفى مىكند:
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ * وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ * وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ * وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ * وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ؛[١] آن كس كه مرا آفريده و همو راهنمايى ام مى كند، و آن كس كه او به من خوراك مى دهد و سيرابم مى گرداند، و چون بيمار شوم او مرا درمان مى بخشد، و آن كس كه مرا مى ميراند و سپس زنده ام مى گرداند، و آن كس كه اميد دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشايد.
اينها سخنان نوجوانى ١٥، ١٦ ساله است كه مدتها در غارى زندگى كرده و تا اين سن با اجتماع ارتباطى نداشته و استاد و مكتب و مدرسهاى به خود نديده است. او مشاهده كرده است كه غذا و نان به دست ديگران تهيه مىشود؛ ولى مىداند كه آنها غذا دهنده نيستند. ابراهيم(عليه السلام) مىداند آن كس كه در واقع شفا مىدهد خدا است. آن حضرت به اين باور قلبى رسيده كه همان كس كه زنده مىكند و مىميراند و در قيامت گناهان را مىبخشد، همو نيز ما را طعام مىدهد و سيراب مىگرداند و شفا مىبخشد.
ما هم ممكن است اين قبيل كلمات و جملات را ادا كنيم؛ ولى خودمان مىدانيم و مىفهميم كه تشريفاتى و تعارف است و اين معانى را در دل و جانمان لمس نمىكنيم و نمىيابيم. مقام توحيد افعالى اين است كه انسان مانند حضرت ابراهيم(عليه السلام) در حقيقت و
[١] شعراء (٢٦)، ٧٨ ـ ٨٢.