در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
و زمان خاصى ديگران را بر خود مقدّم داشتند و مالى را كه استفاده از آن براى خودشان حلال و جايز بود به ديگران دادند، و اگر هم نداده بودند گناه و خلافى مرتكب نشده بودند. خداوند به آنان امر نكرده بود كه بايد چنين كنند، و البته تا آن هنگام آنها را از اين كار نهى هم نكرده بود. آنان به حكم عاطفه و احسان، خود را در تنگدستى و مضيقه گذاشتند و آنچه را كه خودشان نياز داشتند به ديگران دادند. خداوند نيز در مقابل اين عمل به آنان پاداش خواهد داد.
پس اين آيات با مدعاى شما تطبيق نمىكند؛ زيرا شما مردم را منع و ملامت مىكنيد كه چرا از مال خودشان و از نعمتهايى كه خداوند به آنها ارزانى داشته استفاده مىكنند؛ و حال آنكه اين آيات چنين دلالتى ندارد.
بهعلاوه، اين بخشش و اين حركت مربوط به زمان و موقعيتى خاص بود، ولى پس از آن در اين زمينه دستورى كامل و جامع از جانب خداى متعال رسيد و حدود اين كار را معيّن كرد. اين دستور خداوند كه بعد از آن عمل آنها وارد شده، در واقع ناسخ عمل آنها است و ما در حال حاضر بايد تابع اين دستور باشيم نه پيرو آن عمل. در اين دستور، خداوند براى اصلاح حال مؤمنان و به سبب رحمت خاص خويش، نهى كرد كه شخص خود و عائلهاش را در مضيقه بگذارد و آنچه را در كف دارد به ديگران ببخشد؛ زيرا در ميان عائله شخص، افراد ضعيف، خردسالان و سالخوردگان يافت مىشوند كه طاقت تحمل اين دشوارى را ندارند. اگر بنا شود من قرص نانى را كه در اختيار دارم انفاق كنم، عائله من كه عهدهدار تأمين غذا و زندگى آنها هستم تلف خواهند شد. از همين رو پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) نيز مىفرمايد:
كسى كه چند دانه خرما، يا چند قرص نان، يا چند دينار دارد و قصد انفاق آنها را دارد، در درجه اول بايد بر پدر و مادر خود انفاق كند، در درجه دوم خودش و زن و فرزندانش، در درجه سوم خويشاوندان و برادران مؤمنش، و در درجه چهارم در راه خيرات و مبرّات صرف كند، و اين چهارمى بعد از همه آنها است.