فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣١٤ - عاص بن وائل
١٦٤٦. كيفر ديدن همسر ابولهب در آخرت، بر اثر دشمنى با پيامبر صلى الله عليه و آله:
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ.
مسد (١١١) ١ و ٤ و ٥
١٦٤٧. دشمنى ابولهب با پيامبر صلى الله عليه و آله سبب دوزخى شدن وى:
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ.
مسد (١١١) ١ و ٣
مصاديق دشمنان محمّد
١. ابوجهل
١٦٤٨. ابوجهل، از دشمنان پيامبر و مخالف با نماز خواندن حضرت:
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى [١].
علق (٩٦) ٨-/ ١٠
٢. ابولهب
١٦٤٩. ابولهب، از دشمنان پيامبر و ناكام در دشمنى خود با آن حضرت:
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ [٢].
مسد (١١١) ١
٣. اخنس بن شريق
١٦٥٠. خداوند، فاشكننده دشمنى درونى «اخنسبنشريق» منافق با پيامبر صلى الله عليه و آله به رغم اظهار علاقهاش به آن حضرت:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ [٣].
بقره (٢) ٢٠٤
١٦٥١. اصرار منافقان بر نجوا و دشمنى با پيامبر صلى الله عليه و آله:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُولِ ....
مجادله (٥٨) ٨
٤. بنىنضير---) مصاديق دشمنان محمّد صلى الله عليه و آله، يهود
٥. حزب شيطان
١٦٥٢. حزب شيطان، از دشمنان رسول اكرم:
... أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ ... إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ... [٤]
مجادله (٥٨) ١٩ و ٢٠
٦. عاص بن وائل
١٦٥٣. ابتر خوانده شدن پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى عاص بن وائل:
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ [٥].
كوثر (١٠٨) ٣
(١) . بر اساس يك قول، آيات ياد شده درباره ابوجهل نازل شده و مراد از «عبد» در آيه پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله است. (التّبيان، ج ١٠، ص ٣٨١؛ مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٧٨٢)
(٢) . بىاثر بودن كوششهاى ابولهب، از جمله «تبّت يدا ابىلهب» برمىآيد كه خبر از تباهى اعمال او مىدهد، چنان كه شأن نزول آيه بيانگر تلاشهاى او بر ضدّ پيامبر صلى الله عليه و آله و اهداف الهى حضرت است. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٨٥٢)
(٣) . برخى مفسّران، نزول آيه مزبور را درباره سوزاندنمزارع و پى كردن چهارپايان مسلمانان به وسيله اخنس بن شريق دانستهاند. (جامعالبيان، ج ٢، جزء ٢، ص ٤٢٥؛ اسبابالنّزول، واحدى، ص ٣٩)
(٤) . «إنّ الّذين يحادّون ...» جمله استينافى و بيانگر خسرانى است كه در آيه پيشين مطرح شده، و از طرفى بيان مىكند كسانى كه در آيات پيشين از آنان ياد شده، يعنى منافقان، دشمنان خدا و رسول صلى الله عليه و آله هستند. (تفسير التحرير والتنوير، ج ١٣، جزء ٢٨، ص ٥٦) به عبارتى، منافقان از حزب شيطان و زيانكاران قلمداد شدهاند و زيانكاران، از دشمنان خدا و رسول خدا، نتيجه اينكه حزب شيطان از دشمنان رسول خدا مىباشند.
(٥) . «شانئ» به معناى كينهورز و دشمن است. «ابتَر» يعنى منقطع از هر خير. (التّبيان، ج ١٠، ص ٤١٨؛ مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٨٣٧) روايات به صورت مستفيض دلالت دارد كه سوره كوثر درباره كسى نازل گرديده كه پس از وفات پسر پيامبر صلى الله عليه و آله به نام عبداللّه، آن حضرت را «ابتر» خوانده بود. نام اين شخص را «عاص بن وائل» ذكر كردهاند. (مجمعالبيان، ج ٩-/ ١٠، ص ٨٣٦)